تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
آن كدامين بلندى است كه انسان با ارادهء نيرومند و راستينش پرچم برفرازش نزند اين شما و اين سرگذشت پرپيچ و خم و سنگلاخ و پر از مسير پرتگاه بشرى كه با مركب اراده از همهء آنها عبور كرده است . با اين اراده و آن همه معارف و دانشهاى بشرى كه به دست آمده است ، ما به قدرت نامحدود و ارادهء سازندهء بشرى و معرفتى كه خداوند در نهاد او نهاده [ و بشر آن را به فعليت در مىآورد ] اطمينان و اميد زيادى داريم و مىدانيم كه او مىتواند به اين « حيات معقول » دست يابد . تنها يك شرط اساسى دارد و آن اينست كه اين واقعيت را به انسان بقبولانيم كه جز تو ، انسان ديگرى هم وجود دارد و حيات شما انسانها در يك حقيقت عالى كه وابسته به يك نظم عالى الهى است ، مشتركيد . اگر اين شرط جامهء عمل بپوشد و اگر اراده‌هاى انسانى براى عمل به اين شرط به طور جدى تحريك شود ، در ورودى « حيات معقول » به روى ما انسانها باز مىشود . از همين جا معلوم مىگردد كه رسيدن به چنين حيات ، براى هر دوره و جامعه اى امكانپذير است . به طورى كه هيچ جامعه اى در هيچ دورانى نمىتواند ادعا كند كه من قدرت وصول به چنين حيات را ندارم ، زيرا اين حيات داراى سيستمى باز است كه از احساس اشتراك در حيات وابسته به يك نظم عالى الهى به وجود مىآيد و اگر انسانها داراى ميليونها ابعاد حياتى مادى و روانى هم باشند ، در اين سيستم باز جاى مىگيرند و تنها همين دايره وسيعتر مىگردد و بس . آيا چيزى آسانتر از پيداكردن ملاك ضرورت و تجمل و ثروت در اين حيات معقول پيدا مىشود آيا راه ديگرى جز اين حيات معقول براى حل معماى اصالت فرد يا اصالت اجتماع يا هر دو در نظر داريد