4 - ميداند كه هيچ اشتياقى به رشد و كمال ندارد ، ولى چنين وانمود مىكند كه آتش اشتياق به رشد و كمال در درون او زبانه مىكشد 5 - مىداند كه نه تنها رابطه اى با خدا ندارد ، بلكه درك و اطلاعات او در بارهء خدا از درك و اطلاع كودك تجاوز نمىكند ، با اين حال ادعاى آشنائى و ارتباط با خدا را چنان ابراز مىكند كه ساده لوحان بى خبر از همه چيز گمان ميكنند ، افتخارى نصيب خدا شده است كه در روى زمين در كالبد آن آقا مجسم شده است آيا ادعاى كسى كه مىگويد : خدايى جز من وجود ندارد و همهء خدايان از خدايى من ترشح كرده است از اين قبيل نيست آن غوطه ور در لذت روانى كه لحظاتى از گسترش روح خود را در همهء عالم هستى مىبيند و بجاى آنكه پى به عظمت روح انسانى ببرد ، ناگهان فرياد مىزند : « من خدايم » از اين قبيل ادعا نيست از اين گونه نمودها و فعاليتهاى روانى مىتوان صدها نوع شمارش كرد كه روانشناسى و روانپزشكى هنوز به اهميت آنها پى نبرده است .
مختصات رسولان الهى
برگرديم به تفسير متن جملهء امير المؤمنين عليه السلام كه فرموده است : « تنها تبليغكنندگان رسالت الهى پيامبران مىباشند » در مقدمات مجلد اول از اين كتاب ( ترجمه و تفسير نهج البلاغه ) رسالت را بر دو نوع عمده تقسيم كردهايم :
نوع يكم - رسالت جزئى
اين رسالت عبارتست از احساس تعهد براى تبليغ هدفها و عناصر « حيات معقول » كه هر انسان متعهد و داراى درون پاك و مطلع از شئون جامعه و مصالح و مفاسد آن ، داراى اين رسالت مىباشد . اين مسئله را امير المؤمنين عليه السلام در يكى از كلمات قصار چنين فرموده است :
« كلَّكم راع و كلَّكم مسئول عن رعيّته »
( همهء شما ناظر و داراى سلطه بر اصلاح