تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

خاص است كه فى نفسه قابل انتقال به كسى ديگر نمىباشد . هيچ رسول الهى نمىتواند رسالتش را كه امانت خاص در نزد او است ، به هيچكس بسپارد ، و قابل تقليد هم نيست ، در صورتى كه نوابغ ممكن است از يكديگر تقليد كنند و محصول فعاليت نبوغ آنان مشابه يكديگر بوده باشد . مانند نبوغ هنرى و صنعتى كه ممكن است در يك دوران ، حتى در يك جامعه در افراد فراوانى وجود داشته باشد . 5 - رسالت كلى فوق رنگآميزيهاى محيط و اجتماع است - محصول نبوغها چه در هنر و چه در صنعت و چه در علم و سياست و اقتصاد و جهانبينى چنان كه در دو شمارهء گذشته اشاره كرديم محدود و نسبى و رنگآميزى شده با عوامل محيط و اجتماعى يا قابل تفسير با آن عوامل مىباشند . در صورتى كه رسالت كلى ما فوق رنگآميزيهاى محيطى و اجتماعى مىباشد . 6 - رسالت كلى فوق مبادله است : نوابع و جهانبينان و مكتبسازان مىتوانند براى گامى كه برداشته‌اند و خدمتى كه كرده‌اند ، عوضى را مطالبه كنند . و يا اگر هم مطالبه نكنند ، توقع آن را داشته باشند و اگر هم توقع عوض را نداشته باشند ، مردم جامعه كار و خدمات آنانرا ارزيابى نمايند و در مجراى معامله قرار بدهند ، در صورتى كه رسالت پيامبران به كلى فوق مبادله و تعويض قرار گرفته است و اگر براى كار خود عوض و اجرتى بخواهند جز همان انجام وظيفهء الهى و عمل مردم به همان رسالت چيز ديگرى نمىباشد . اين دو مضمون در آيات قرآنى وارد شده است : يك - * ( قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا ) * ( 1 ) ( بگو به آنان : من هيچ مزدى بر اين رسالتم از شما نمىخواهم ، مگر رشد و هدايت كسى را كه مىخواهد راهى بسوى پروردگارش اتخاذ كند . . . )

هامش
( 1 ) الفرقان آيه 57 و سبأ 47