تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
است كه اگر خودخواهى در يك فرد به فعليت برسد ، مىتواند ما فوق آنچه را كه گفتيم ادعا كند ، اين كه مىبينيد بالاتر از خدائى نتوانسته است ادعا كند ، براى اينست كه قدرت تصور آن را نداشته است . بنا بر اين ادعاى رسالت از طرف خدا براى اين خودپرستان خودمحور در جامعه اى كه در جهل و ناتوانىها غوطه ور است ، هيچ مشكلى در بر ندارد . تنها توجه به زندگى پرتناقض و درك و فهم بىاساس اين مدعيان افتراءزننده كافى است كه حقه بازىها و دغلكاريهاى آنان را روشن بسازد . از لطف و عنايت الهى به جهت هشيارانى كه همواره در جوامع بشرى وجود داشته‌اند ، مشت اين فريبكاران باز شده است . آنچه كه فوق العاده اهميت دارد ، اينست كه آدمى چه اندازه بايد كثيف و پليد شود كه دروغى بزرگتر از جهان هستى را در زير جمجمهء محدود خود جاى بدهد و در عين حال اين بار سنگين را با خوشى و رضايت به دوش بكشد و احساس خستگى روانى و شرمسارى از خود ننمايد . بعقيدهء ما اگر روانشناسى امثال اين پديده‌ها را توضيح ندهد ، كار اساسى انجام نداده است . تكليف بسيار ضرورى كه روانشناسى بايد انجام بدهد ، همين است كه براى ما توضيح بدهد : 1 - وضع روانى كسى را كه نمىداند و خود هم ميداند كه نمىداند ، در عين حال ادعا مىكند كه بهتر از همه ميداند 2 - ميداند كه هيچ اطلاعى در بارهء انسان و ابعاد و استعدادهاى او در حالت فردى و دسته جمعى ندارد و ميداند كه انسانهائى شرافتمندتر و با فضيلتتر از او وجود دارند ، با اين حال سياست و ادارهء جامعه يا جوامعى را در اختيار خود مىگيرد 3 - ميداند كه دروغ عبارتست از مقاومت وقيحانهء درونى در برابر واقعيات و نيز ميداند كه موج اين مقاومت بر خود او نيز اصابت خواهد كرد و ميداند كه تكرار دروغ تدريجا دنده‌هاى اصلگير مغزش را مىسايد و هيچيك از واقعيات براى او قيافه جدى نشان نمىدهد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 308 | محمد تقي جعفري