رويدادى كه در موجوديت آدمى ( منطقهء مأموريت خود ) بروز مىكند ، تا بزرگترين حادثه اى كه مىتواند حتى حيات آدمى را تفسير نمايد ، در ديدگاه وجدان قرار مىگيرد و براى ضبط در روح آدمى كه خواه ناخواه رهسپار ابديت است ، تحويل مىدهد .
7 - اين جهانى كه همهء اجزاء و روابط آن را قانون مىچرخاند و يك ميليارد ميلياردم اپسيلون نمىتواند از قانون سركشى كند ، آيا احتمال مىرود كه بازى و بازيچهء بىهدفى بوده باشد اين وقيحترين نيهليستى در واقعيات نيست 8 - ترف كه خودكامگى در صرف مواد معيشت و ببازى گرفتن حيات خود و ديگر انسانها است ، برخاستن براى مبارزه با قانون جدى جهان هستى است كه عبارتست از لزوم تحصيل « حيات معقول » . خداوند در اين آيات مباركهء ترف را معلول بازى دانستن جهان معرفى فرموده است . ما هر اندازه در مسائل هشتگانه كه در تحليل آيات فوق متذكر شديم ، عميقتر بينديشيم ، به معانى عميقترى خواهيم رسيد كه سطحنگران نمىتوانند آنها را از الفاظ ساده و فصيح آن آيات درك كنند ، در عين حال در هر سطحى هم از معلومات و ارتباط با واقعيات زندگى و جهان هستى باشد ، با توجه بىغرضانه به محتويات آيات مزبور خود را روياروى واقعيات خواهد ديد .
5 - استمرار جاودانى محتويات قرآن
- اين همان امتيازيست كه امير المؤمنين عليه السلام در پايان خطبهء مورد تفسير فرموده است : لا تفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه و لا تكشف الظَّلمات الَّا به ( شگفتىهاى قرآن فناناپذير است و معانى بىنظيرش را پايانى نيست و تاريكيها بدون استمداد از آن مرتفع نخواهد گشت ) .
جريان قرآن در فضاى تاريخ مانند جريان خورشيد و ماه است
امتياز پنجم قرآن كه بهترين دليل اعجاز آن است همانا قرارگرفتن