پيرامون آن روايت وجود داشته باشد ، نمىنمايد . و اگر روايتى دور از فهم كوتاه و يا مخالف بافتههاى فكرى او باشد ، همانطور كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده است ، آنها را مىپراكند و راه خود را پيش مىگيرد .
روشنترين مصداق اين فرمودهء امير المؤمنين همان است كه به بعضى از فقهاى مشهور از برادران اهل سنت نسبت داده شده است كه او مىگفت : من به بيش از چهل حديث از پيامبر اكرم عمل نكردهام .
لا مليئى و الله بإصدار ما ورد عليه ( سوگند به خدا ، اين نادان براى حل مسائلى كه بر آنها وارد مىشود مورد اطمينان نيست .
13 - اين نادان در مسائلى فرو مىرود كه توانائى بيرونآمدن از آنها را ندارد
چون براى خودمحورى و خودپرستى نادانى كه به ناحق منصب علم و قضاوت را اشغال نموده است ، نهايتى وجود ندارد ، لذا او اين حق را به خود مىدهد كه در همهء مسائل وارد شود و نه تنها نتواند آن مسائل را حل و فصل نمايد ، حتى قدرت آن را هم ندارد كه خود از آن پيچيدگيها سالم بيرون بيايد ، بدون اين كه به سرگيچهها و خودفريفتنهاى تازهء خود بيفزايد . از نظر واقعبينى هر مسئله اى براى نادان خودمحور منطقهء ممنوعه ايست كه اگر با زور خودپرستى وارد آن منطقه شود ، درهاى آن منطقه به روى او چنان بسته مىشود كه قدرت بيرونآمدن از آن را از دست مىدهد . بعنوان مثال يك جنايتى روى داده و شخصى معين متهم به جنايت مفروض شده است . قاضى نادان فقط شنيده يا در كتابهاى سطحى ديده است كه حكم اسلام در بارهء قاتل يكى از سه امر قصاص ، پرداخت ديه به اولياى مجنى عليه ، در صورت رضايت آنان ، يا عفو و رضايت اولياء از قاتل است . فرض كنيم كه متهم مىگويد : من با علم و عمد مرتكب قتل نشدهام .