هيچ سنگى توالد نمىكند پس انسان توالد نمىكند اين شكل از نظر فعاليت عقل نظرى كاملا صحيح است ، ولى مىدانيم كه انسان سنگ نيست ، يعنى مادهء خام اين شكل غلط است . به جهت بر كنار بودن صحت و بطلان مواد خام از فعاليت عقل نظرى بوده است كه فلاسفهء همه جانبه نگر و حكماء و عرفاء انتقادهاى سختى از عاشقان عقل نظرى نمودهاند :
عقل بند رهروان است اى پسر
آن رها كن ره عيان است اى پسر
عقل سر تيز است و ليكن پاى سست
ز ان كه دل ويران شدست و تن درست
او ز شر عامه اندر خانه شد
او ز ننگ عاقلان ديوانه شد
آزمودم عقل دورانديش را
بعد از اين ديوانه سازم خويش را
از رهبرى عقل به جائى نرسيديم
پيچيده تر از راه بود راهبر ما
و اين نظرات انتقادآميز به وظيفهء اصلى عقل نظرى متوجه نيست و نمىخواهد اين قدرت بسيار عالى را منكر شود ، بلكه منظور تعيين حدود و مبانى كار عقل نظرى است . علت اصلى اين كه پيشوايان و فقهاى عالم تشيع رأى و استحسان و قياس را مردود شناختهاند ، همين مسئلهء عقل نظرى است كه بطور مختصر مطرح كرديم . برگرديم به توضيحى در بارهء روايات . بررسىهاى سندى و مفاهيم مطابقى و تضمنى و التزامى الفاظ روايات و مباحث مربوط به تعارض و ترجيحات و موقعيتى كه روايت در آن صادر شده است ، به قدرى با اهميت و جدى است كه با اندك مسامحه در آنها حقايق اسلامى مشوش مىگردد .
به همين علت است كه محققان اسلامى علمى مخصوص بنام علم حديث و علم درايه را به وجود آوردهاند .
قاضى نادان كارى با اين مسائل ندارد ، همين كه ببيند يا بشنود كه روايتى چنين و چنان مىگويد ، اگر ظاهرش موافق پندارهاى بىاساسش بوده باشد ، دو دستى به همان ظاهر مىچسبد و اعتنائى به دهها مسائل كه ممكن است