سؤال شما شاخهء فلسفه را گرفته از آن آويزان گشته است .
28 - يذرو الرّوايات ذرو الرّيح الهشيم ( درك و عقل آن [ غوطه ور در جهل مركب ] رواياتى را كه مأخذ حكم و قضاوتند ، مىپراكند و مىگذرد ، همانند باد ناآگاه كه گياهان خشكيده را مىپراكند و به راه خود مىرود )
12 - رواياتى كه يكى از منابع احكام است ، در برابر پندارهاى بىمحاسبهء او چنان بىارزش و مورد بىاعتنائى است كه گياه خشكيده در برابر بادهاى طوفانى
همهء تفصيلات و جزئيات احكام اسلامى به طور عموم و اخلاقيات و عقايد و اصول دادرسى و تكاليف فردى و اجتماعى در رواياتى است كه از پيامبر اسلام و سپس أئمهء معصومين عليهم السلام صادر شده است . مىدانيم كه آنچه در قرآن مجيد آمده است ، اصول و كلياتى است مربوط به مبانى عقيدتى و فقهى و اخلاقى و قضائى اسلام و مانند قانون اساسى اين دين است كه اصول كلى آن را بيان مىكند ، سه منبع ديگر وجود دارد كه تفسير و تطبيقكنندهء آن اصول كلى بر همهء اعمال بشرى در « حيات معقول » است .
اين سه منبع عبارتند از سنت و اجماع و عقل . سنت بر سه قسم عمده تقسيم مىگردد : قول و فعل و تقرير .
قول گفتار پيامبر و أئمهء معصومين است كه روايت و حديث ناميده مىشود .
فعل عملى است كه از آن پيشوايان صادر مىشود ، يعنى عمل آن پيشوايان مىتواند تعيين كنندهء تكليف انسانى در مورد همان عمل بوده باشد .
مثلا ديده شده است كه پيامبر اكرم ( ص ) پس از فتح مكه ، مردم آن را آزاد كرده است . اين عمل اثبات مىكند كه حاكم اسلامى پس از فتح سرزمينى مىتواند اهل آن سرزمين را اسير ننموده آزاد كند و از اين عمل اين حكم را مىتوان فهميد كه چگونگى رفتار مسلمانان با سرزمينهاى مفتوحه ، بسته به نظر حاكم است و