هر كه او بنهاد ناخوش سنتى
سوى او نفرين رود هر ساعتى
ز ان كه هر چه اين كند ز ان گون ستم
ز اولين جويد خدا بىبيش و كم
نيكوان رفتند و سنتها بماند
وز لئيمان ظلم و لعنتها بماند
تا قيامت هر كه جنس آن بدان
در وجود آيد بود رويش بدان
رگ رگست اين آب شيرين و آب شور
در خلايق مىرود تا نفخ صور
البته چنان كه سنتهاى نيكو زمينه اى براى آماده شدن وسائل حيات معقول مىباشند نه عامل جبرى آن ، همچنين بدعتها زمينه اى براى اختلال حيات معقول مىباشند ، نه عامل جبرى آن .
مرگ و عبور عقربكهاى زمان براى كسانى كه از تماس با واقعيات ناتوانند ، يك امتياز تدريجى براى مردگان به وجود مىآورد . از طرف ديگر اين قانون پايدار تاريخى هم وجود دارد كه عظمتها و تبهكارىهائى كه فوق معمولى باشند ، در كتاب پر ورق تاريخ ثبت مىشوند و به شكل عوامل محرك و سازنده يا نفرتانگيز سايهء خود را مىگسترانند .
عامل سوم - غرضورزيهاى خودمحوران زنده كه مىتوانند از استخوانهاى پوسيدهء گمراهان تبهكار استفاده كرده به هدفهاى خود برسند .
10 ، 11 - حمّال خطايا غيره ، رهن بخطيئته ( خطاهاى ديگران را بر دوش مىكشند و خود گروگان خطاى خويشتناند )
4 - خودمحوران هم مجرمند و هم عامل جرم ديگران
هر اندازه كه شخصيت آدمى در يك جامعه چشمگيرتر بوده باشد ، به همان اندازه عظمت و پستىهاى او در افراد و شئون جامعه مؤثر مىباشد ، زيرا يكى از مختصات انسانهاى معمولى قرارگرفتن در جاذبيت شخصيتها است ، به همين جهت است كه مىتوان گفت : يكى از عوامل مهم تعيين سرنوشت زندگى براى مردم معمولى ، شخصيتهائى هستند كه توانستهاند خود را در جامعه مطرح