بازيچهء دستش باشد ، ترجيح مىدهد . « اين جمله خيلى پرمعناتر از آن است كه از يك انسان بىاطلاع از وضع روانى خود و ديگران صادر شود .
خودخواهان خودنما كه مىتوانند با راهها و وسائل گوناگون خود را در جامعه مطرح نمايند ، روانشناسانى هستند كه بدون حضور در كلاسهاى روانشناسى و مطالعه در كتب و آزمايشگاههاى روانى ، آشنائى فراوانى با روان خود و ديگران پيدا كردهاند . نويسندگان زبردست شرق و غرب مانند جلال الدين مولوى ، تولستوى ، داستايوسكى ، ويكتور هوگو روانشناسان متخصص نبودهاند كه عمر خود را در تحقيقات روانى سپرى كرده باشند ، با اين حال با آن كيفيت شگفتانگيز و به آن مقدار حيرتآور كه اين گونه نويسندگان در قارهها و درياهاى درون خود و ديگران به سياحت پرداختهاند ، معلوماتى خيلى بيش از روانشناسان و فيلسوفان حرفه اى بدست آوردهاند . بنا بر اين شناخت و آشنائى با درون و با آنچه كه در درون مىگذرد ، در حوزهء اختصاصى روانشناسى حرفه اى و فلسفههاى معمولى محاصره نمىشود . هنگامى كه يك شاعر حساس در بارهء مختصات عشق و وصال و شكست در عشق صحبت مىكند ، قطعا بيانش عالىتر و دقيقتر است از آن روانشناسان و فلاسفه اى كه بمفهوم خشك و تجريدشده عشق مىپردازند . يك سياستمدار وضع روانى خود را در زير و روكردن هدفها و وسيلهها ، و در موقع روبرو گشتن با قواعد و اصول ثابتهء اجتماع در موقع اقدام به كار يا خوددارى از آن ، عميقتر و وسيعتر از يك روانشناس معمولى درك مىكند . همچنين يك هنرمند اگر بخواهد عوامل و انگيزههاى جوشش احساسات و شروع بارقههاى مغزى و تموج جريان آنها را توصيف نمايد ، خيلى بهتر و رساتر از روانشناسان آزمايشگاهى و استادديده و كتابخوانده بيان مىكند . به هر حال خودشناسى و آشنائى با آنچه كه در درون مىگذرد ، پديده اى است كه مىتواند نصيب انسانهاى فراوانى بوده باشد . اما ارزيابى خويشتن ، مسلم است كه وصول به اين پديده
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٠