تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
آرايش خودنمائى به درد مىخورد ، بلكه گاهى همين شناسائىها به صورت قدرتى برنده در ميدان تنازع در بقاء درمىآيد .

احساس استقلال مطلق در ارزيابى خويشتن

هرگونه ارزيابى كه در بارهء خويشتن انجام بگيرد ، اگر به احساس استقلال مطلق خويشتن منتهى گردد ، نه تنها آن ارزيابى نابجا و غلط خواهد بود ، بلكه نوعى مبارزه با خويشتن مىباشد كه بدون ترديد مبارزه با ديگر انسانها را نتيجه خواهد داد . استقلال خويشتن كه در ارزيابى اختلال وارد مىكند ، به آن معنا نيست كه آدمى موجوديت و اختيار و قدرتها و امتيازات خود را منكر شود ، زيرا چنين انكارى نوعى مبارزه با خويشتن مىباشد ، بلكه مقصود احساس آن نوع استقلال است كه موجوديت خود را فوق اصول و ارزشها تلقى نمايد . مثلا گمان كند كه موجوديت او مستقل از دستور « دروغ مگو » است او آن قدر استقلال دارد كه مىتواند لذايذ و آلام ديگران را ناديده بگيرد استقلال او به حدى است كه مىتواند اهميتى به حيات ديگر انسانها قائل نشود او استقلال دارد و مىتواند به فرياد عظماى پيشتاز تاريخ در لزوم تكامل و نداى وجدان براى برحذربودن از احساس بىهدفى ، گوش فرا ندهد و اعتنايى نكند و استقلالى دارد كه مىتواند تكليف موقعيت خود را در جهان هستى با نظم دقيقى كه در جريان است ، تصفيه نكند اين گونه احساس استقلالها كه با دريافت خام به وجود مىآيد ، يا معلول خودخواهىهائى است كه ضررش از همهء وابستگىها بيشتر و مهلكتر است و يا معلول آن جهل مطلق است كه تاكنون دواى آن كشف نشده است در جمله اى ديگر از امير المؤمنين ( ع ) آمده است كه : رَحِمَ الله امَرءً عَرَفَ قَدرَه وَلَم يَتَجاوَز طَورَه ( خدا رحمت كند مردى را كه ارزش خود را شناخت و از حد خود تجاوز ننمود . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 162 | محمد تقي جعفري