تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
نزولى را طى مىكند ، هرگز در صدد محاسبهء دقيق بازدهى خود با جامعه كه در مرحلهء سوم انجام داده‌اند ، برنمىآيند ، زيرا قواى جسمانى و روانى آنان رو به تحليل و سستى مىرود و از زندگى در مراحل گذشته جز شبحى دورنما در خاطرشان نمىماند و گمان مىكنند هر چه را كه در جامعه داده و گرفته‌اند ، مستند به قوانين جبرى روانى و محيطى و اجتماعى بوده است و بس و آنان كه اين جبر را قبول ندارند ، اگر احساس كنند كه در مقابل آنچه كه داده‌اند ، عوض رضايتبخش براى خويشتن يا جامعه اى كه براى آنان ايده آل تلقى شود نگرفته‌اند ، با يك رنج مستمرى ، بقيهء عمر را براى مشغول ساختن فكر خود با مىگسارى و تماشاى موزه خانه‌ها و ساير وسائل سرگرمى سپرى مىكنند و جز آسايش نسبى چيزى را نمىخواهند . همهء غوغاها و جنجالهاى مكتبى و حقوقى جوامع در بارهء مرحلهء سوم است كه مرحلهء بازدهى فكرى و عضلانى است . ما براى تفسير و توجيه مرحلهء سوم مىتوانيم يكى از چهار نوع مكتب يا سيستم را در نظر بگيريم :

نوع يكم

ميدان فعاليت را براى انسان بدون قيد و شرط باز مىگذارد و تنها محدوديتى كه به وجود مىآورد ، عدم مزاحمت سطحى به زندگى ديگر افراد و گروههاى جامعه مىباشد . اين بازگذاشتن ميدان فعاليت ، قدرتهاى گوناگون را در افراد به وجود مىآورد كه زيربناى زندگى اجتماعى را به حاكميت آن قدرتها برمىآورد ، و با روپوش بسيار زيباى آزادى حيات ديگر انسانها را وابسته و از خود بيگانه مىسازد .

نوع دوم

- ميدان فعاليت را با اصول و قوانين پيشرو و پيشساخته آمادهء كار فكرى و عضلانى نموده ، براى تحققبخشيدن به آرمان حيات اجتماعى ، موجوديت خود فرد كه جزئى واقعى از تشكيلدهندگان اجتماع است ، فرعى تلقى مىشود . اين دو مكتب يا سيستم اجتماعى ، براى حل منطقى مرحلهء سوم در دو نقطهء متضاد قرار مىگيرند .