توجيه انسان به هدفهاى خير و صلاح و كمال ( 1 ) . از اينجاست كه هر اندازه استعدادهاى آدمى بيشتر به فعليت مىرسد ، اختيار او كما افزايش مىيابد و كيفا عالىتر مىگردد . وظيفهء حتمى مديريت حيات معقول تقويت هر چه بيشتر اين نوع آزادى است كه نه تنها مزاحم آزادى ديگر انسانها نمىباشد ، بلكه بدون اين آزادى حيات آدمى طعم واقعى خود را نداده ، و اشتراك انسانها در حيات قابل تفسير نخواهد بود .
اصل ششم
بازگذاشتن سيستم معرفتى انسانها در هر دو قلمرو طبيعى و انسانى . اين اصل داراى چند ماده است :
ماده يكم
- بدان جهت كه انديشهء بشرى هيچ حد و مرزى ندارد ، لذا واقعيت انگاشتن هر چه كه به ذهن بشرى خطور مىكند ، ضد حقيقت بوده ، تصديق همهء آنها در هر موقعيت و در همه حال به نابودى واقعيتهاى معرفت بشرى مىانجامد ، بنا بر اين ، آن انديشه هائى مىتوانند به قلمرو معرفت بشرى وارد شوند كه مستند به حس و تجربه بوده يا منطق قوانين ثابت شده آنها را تائيد كند .
مادهء دوم
- انديشهها و تئوريهائى كه در ذهن متفكران نمودار مىگردند .
به شرط آنكه رسيدن به واقعيات را هدف قرار بدهند ، هيچگونه محدوديتى نبايد آنها را تهديد نمايد . اين آزادى در انديشه و ابراز تئورى و نظرات به طورى فراگير است كه حتى شامل تفكر در بديهىترين قوانين مربوط به انسان و طبيعت نيز مىگردد .
ماده سوم
- آزادى مطلق در انديشه ، مستلزم آن نيست كه همان آزادى براى بيان و قلم نيز امكانپذير بوده باشد . فرض كنيم شخصى مىانديشد و
هامش
( 1 ) مأخذ اين اصل : صحيفهء سجاديه دعاى 33 - امام چهارم زين العابدين على بن الحسين عليه السلام « و اقض لى بالخيرة و الهمنا معرفة الاختيار »