تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
براى انسانها ندارد .

اصل چهارم

- مديريت حيات معقول عبارت است از تدبير و توجيه اجتماع به بهترين هدف مادى و معنوى . اين مديريت با هر عنوانى از عناوين سياسى كه باشد ، در بارهء همهء گفتارها و كردارهايش مسئول است [ و لست فوق ان اخطىء ( 1 ) . . . ] ضد مكتب ماكياولى است . مكتب ماكياولى چه معنا مىدهد اين مكتب انسان و شئون او را در راه رسيدن سياستمدار به هدف خويشتن ، « چيز » مىداند نه « كس » . اين مكتب كه بيانيهء سياسى تنازع در بقاء است ، هيچ اصل و قانونى را جز آنچه كه كمك به وصول سياستمدار به هدف خود نمايد ، نمىپذيرد ، به همين جهت است كه ممكن است فرياد عدالت و آزادى و انسانيت به راه بياندازد و مقصودى جز ريشه كنكردن همان پديده‌ها نداشته باشد . در حيات معقول هيچ هدفى براى سياست و سياستمدار بالاتر از جانهاى آدميان كه در گذرگاه كمال در حركتند وجود ندارد ، مگر آن جانداران انساننما كه جانهاى آدميان را ارج نمىنهند و خود را هدف و آنان را وسيلهء خواستهاى خودخواهانه خود تلقى مىكنند .

اصل پنجم

- افزايش آزادى شخصيت انسانى با افزايش به فعليت رسيدن استعدادهايش . اين آزادى است كه از مرحلهء « هر چه بخواهم مىگويم و هر چه بخواهم مىكنم و هر چه بخواهم مىانديشم » بالاتر رفته ، به مرحلهء والاى اختيار مىرسد كه عبارت است از توجيه نمودن گفتار و انديشه و كردار به سوى هدفهاى خير و كمال فردى و اجتماعى . تفاوت آزادى و اختيار در اين است كه انتخاب راه با احساس آزادى ، ضرورت و صلاح هدف را تأمين نمىكند ، در صورتى كه اختيار عبارت است از سلطه و نظارت شخصيت براى
هامش
( 1 ) اين جمله از امير المؤمنين است كه فرموده است : ( من بالاتر از آن نيستم كه خطائى را مرتكب نگردم ) .