تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
گرفته تا دستورات انسانى همهء مذاهب حقه و تفكرات و آرمانهاى همهء حكماء ( نه فلاسفهء حرفه اى ) و تا انسانشناسان انسان دوست دوران ما ، پى برده بدانيد كه زير پوشش رضايتهاى معمولى كه بشر در گذرگاه تاريخى از خود نشان داده است ، دستنيافتن به گمشده اى به نام حيات معقول براى او رنجآور بوده است . حيات واقعى اكثريت افراد آن جوامع و نيروهاى فكرى و عضلانى آنان در اختيار و توجيه اقليت خودخواه و سودجو قرار مىگيرند و با نقشه‌ها و اشكال گوناگون و تدبيرهاى ماهرانه تقاضاهاى مصنوعى براى كالاهاى تباه كننده جسم و مغز و روان و تجملات تخديركننده در ميان مردم به وجود مىآورند و آن گاه با عرضهء اين گونه كالاها بر ثروت و قدرتهاى غير مستقيم خود مىافزايند . براى اين گونه بازى با حيات انسانها و نيروهاى آن بازى ، يك كلمه آزادى ، كه به زنجيركشيدن آزادى ديگر انسانها را در دنبال دارد ، سرپوش ضخيمى است كه جز چشمهاى بسيار نافذ در شئون انسانى زير آن سرپوش را نمىبيند . اين بازى كارها و فعاليتهاى فكرى و عضلانى مردم در چنين اجتماعات در مراحل توليد و تنظيم ابزار آن و در قلمرو رقابت در عرضه و بازيهاى پول و مديريتهاى گوناگون به اضافه اين كه جريان اقتصادى معقول در كارها و كالاهاى مورد نياز را مختل مىسازند ، حيات واقعى هر دو گروه فعال و فرمانروايان امور اقتصادى و اجتماعى را هم مختل نموده براى عموم انسانها به جاى تاريخ انسانى ، تاريخ طبيعى مىسازند . اينست نتيجه نهائى آن زندگى كه نظريهء يكم به بار آورده است ، با اقتصاد اجتماعى كه توضيح داديم : گروههاى فراوانى از انسانها در زنجير كارها و ماشينهاى ناآگاه و گروههاى ديگرى مست و مخمور و گروه سوم در بنبست تفكرات گسيخته :
پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد از خاك برآمديم و بر خاك شديم
نظام اقتصادى - اجتماعى اين گونه جوامع ، اگر چه با ارشادهاى دولتى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 101 | محمد تقي جعفري