تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2387

مساهمون:

ص٢٣٨٧
بخيل‌تر از اين است كه يك بار ديگر مردى چون او را به آنها ببخشد . از آن زمان ادبيات عرب ، در وصف بزرگواريها و محاسن او و در اظهار حسرت بر فقدان او موجى عجيب برداشت . هنوز مردم به زبان شعر و نثر ، على ( ع ) را مرثيه مىگويند و قلمها از او مىنويسند . انسان تصور مىكند كه ديگر درباره على ( ع ) ناگفته‌اى نمانده ، و از اين پس چيزى بيشتر از آنچه گفته شده است ، گفته نخواهد شد . از همين‌جاست كه نويسندگانى مىتوانند در هر نسلى دربارهء على ( ع ) دست به قلم ببرند و موفق شوند كه صاحب نبوغ و قدرت باشند . از آنجا كه ما به نبوغ جرج جرداق پى برده بوديم ، مىدانستيم كه به زودى اين اديب و شاعر بزرگ ، همچون خورشيدى در جهان عرب خواهد درخشيد . نخستين چيزى كه از كتاب امام على ( ع ) انسان را شگفت‌زده مىكند ، همين بيان نيرومند و مواج و اصيلى است كه او را در قله ادب قرار مىدهد ، و از ساير ادباى عرب ممتازش مىكند . هرگاه انسان سرگرم مطالعهء كتاب مىشود ، تصور مىكند كه هيچ يك از انديشمندان و نويسندگان ، هنوز درباره فرزند ابوطالب ( ع ) چيزى ننوشته‌اند و گرنه اين تابلوهاى درخشانى كه قلم مبتكر و خلاق جرج جرداق آشكار مىسازد و اين گنجهاى نهفته‌اى كه بيان سحرآساى او كشف مىكند ، كجا بوده‌اند ؟ ! دربارهء اين سخن على ( ع ) نويسندگان گذشته و حال كجا بوده‌اند كه فرمود : « بندهء ديگرى مباش در حالى كه خداوند ترا آزاد آفريده است ؟ » چطور آنها به مفهوم صحيح و اشاره درست آن پى نبرده‌اند ؟ ! اين جرج جرداق است كه توانسته پرده از روى مفاهيم صحيح بردارد و آنها را در قالب بهترين و رساترين تعبيرات ، منعكس سازد .