تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2388

مساهمون:

ص٢٣٨٨
جرداق در كتاب خود ، تنها نويسنده نيست ، بلكه شاعر هم هست ، يعنى جايى كه بايد شاعر باشد شاعرى مىكند . او بهتر از هر شاعرى شب مرگ على ( ع ) و داستان غم‌انگيز شهادت او را به شمشير ابن‌ملجم مىسرايد و حماسه شورانگيز جنگ صفين را به قلم مىآورد و همراه شعر هومر در ايلياد و قصايد متنبى در جنگهاى سيف‌الدوله ، حركت مىكند . من در رثاى على ( ع ) شعرهايى خوانده‌ام كه روشنتر از نور و غم‌انگيزتر از اشك است و در نوحه بر او قصايدى را حفظ كرده‌ام كه شعله‌ورتر از آتش و اشكبارتر از ابر است اما هرگز در مرثيه على ( ع ) ، دلنشين‌تر از گفتار جرج جرداق نديده‌ام كه مىگويد : « لاتزجر وهن ، انهى نوائح ! » ( مرانيد كه نوحه گرند . ) . . . اين كتاب در كُليّت خود ، فكر عرب را نسبت به گذشته و حال ، دچار تحول فراوانى خواهد كرد . * * * استاد انعام جندى از سوريه ، مىنويسد : لحظاتى را كه با جرج جرداق شاعر گذرانيده‌ام ، از لحظات پرارزش و بىنظير زندگى خود مىشمارم ، زيرا اين لحظات ، از شميم جانفزاى شاعر و از جوش و خروش لذت‌بخش وى نسبت به گفتگو درباره آنچه مىپسندد و آنچه نمىپسندد ، آكنده است و از تخيلات زيبا و نكته‌هاى عميق او كاملًا عطرآگين شده است . اطلاع يافتم كه دوستمان كتاب خود را دربارهء على بن ابىطالب ( ع ) ، آن امام بزرگى كه با والاترين عواطف انسانى زندگى كرد ، و در راه عدالت اجتماعى شهيد شد ، به پايان رسانيده است . از شنيدن اين خبر شاد و خرسند