گشتم ، زيرا مىدانستم كه حقيقت على ( ع ) بسيار گستردهتر از شرحهاى ابن ابىالحديد و بحثهاى عباس محمود عقاد و دكتر طه حسين است ، و مىدانستم كه جرج جرداق تنها كسى است ، كه مىتواند به اين حقيقت دست يابد ، زيرا او مسائل را با منطق عقل و قلب و وجدان مورد مطالعه قرار مىدهد .
كتاب ، منتشر شد و به عنوان نمونهاى از خلق و ابتكار در تجزيه و تحليل و وسعت اطلاع و عمق فكر و نمونهاى از سبكهاى فنى و زيبايى كه مؤلف را در ميان ادباى قديم و معاصر در اوج افتخار قرار مىدهد ، مورد توجه قرار گرفت .
يكى از تجار بغداد ، تحت نظارت حكومت پادشاهى عراق ، كتاب را تجديد طبع كرد و مؤلف را از نتيجهء رنجهاى خود محروم گردانيد . . . هنگامى كه در اين مورد با جرج جرداق صحبت كردم ، گفت : اين يكى از سادهترين مصايبى است كه در پرتو عنايات زمامداران ، دامنگير ادبا شده است !
* * * استاد احسان توفيق از مصر مىنويسد :
با جرج جرداق براى نخستين بار در بيروت ، در مجلسى برخورد كردم . همان وقت فهميدم كه با مردى نشستهام كه هم شاعر ، هم موسيقيدان ، هم نقاش و هم فيلسوف است ، يعنى مجمع علم و هنر است . در شعر جرداق همه اين امتيازات گردآمده و در صداى او تمام آرزوهاى انسان عينيت يافته و در چشمان او تمام انديشهها و عواطف و زيباييهايى كه آنها داشتهاند ، آشكار است .
اولين كتاب او را به نام فاغنروالمراة مطالعه كردم و صحت آنچه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2389
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٨٩