همانگونه كه سرور بزرگ ما على ( ع ) پيروز شد ، بايد شاگرد امين او جرداق هم ، با همه تفاوتى كه از لحاظ زمان و مكان و افكار و عقايد ميان آنهاست ، پيروز شود ، و بدين ترتيب ، انسان بر حيوان پيروزى يافته است !
جرداق با « ذوالفقار » بلاغت و فصاحت خود به ميدان آمد و به ما اساسى بخشيد كه در درك مظهر و دموكراسى جاودانى امام على ( ع ) مىتوان به آن اعتماد كرد ، استاد جرداق پس از كوششهاى فراوان ذهنى و كاوشهاى زياد ، براى درك معناى انسانيت ، اين كتاب را تأليف كرده و بهترين پاسخگوى عاطفهء نيكوى انسان است .
در تمام فصلهاى كتاب ، عاطفه جرداق در جريان است . لكن نه چنان است كه مزاحم كار عقل شود . همه جا مطالب با روح و جان ادا مىشود . اما هرگاه با آمار و ارقام و مطالب حسى و لمسى سر و كار دارد ، اين روش به كنار نهاده مىشود .
سبكى كه جرداق به كار برده است ، بسيار قوى و مؤثر است . بدون ترديد ، جرداق توجه دارد كه هنر ، سايه و تابع انسان است و هنرمند نيز متعلق به انسانيت و مشعل آن است ، زيرا مىبينيم جرداق ، آن انسان هنرمندى است كه خود را موظف مىبيند كه كتاب خود را تنها به خاطر وظيفهاى كه در برابر انديشهء عربى معاصر دارد ، تأليف كند و فكر انسانى با عظمتى را كه در بزرگترين انسان روزگار ، امام على ( ع ) تجسم يافته است ، نشان دهد . مگر جرداق دو شعر جاودانى ابوالعلاى معرى را دربارهء امام آزاديخواه و پسرش مورد تأمل قرار نداده است ؟ !
عقيدهء من اين است كه جرداق هنرمند ، بايد در كاملترين ابعاد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2383
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٨٣