من در برابر اين بيان معجزه آسا ، كه همچون سيل خروشان و مواج است ، در حيرتم كه چگونه براى خوانندگان اين سطور معدود ، از آن جامى برگيرم ؟ دريغ نيست كه از اين چشمهسار زلال ، كه لبهاى تفتيده و خاطرهاى سوخته را شاداب و سيراب مىگرداند ، بهره نبريم .
نويسندهء اين كتاب داراى امتيازاتى است كه ساير نويسندگان با همه كثرتى كه دارند ، از آنها محروماند . اين نويسندگان كه به جهان بيكران على ( ع ) قدم گذاشتهاند ، خود مىدانند كه وارد اقيانوسى عظيم شدهاند و مىخواهند از خورشيد ، آتش برگيرند .
به نظر من دو امتياز نويسنده در رأس ساير امتيازات قرار دارد : يكى توانايى نويسنده در احاطه به شخصيت بزرگ امام ، آن هم نه تنها احاطهء علمى و تاريخى و نه تنها احاطهء رياضى كه متكى بر ارقام و اوزان باشد ، بلكه بالاتر از همهء اينها ، احاطهاى فعال كه از عواطف عميق و تخيل نيرومند و جنبههاى عقلى و قلبى و جذابيت بيان نويسنده سرچشمه مىگيرد . نويسندهاى كه حتى استادان قديم و جديد ادب را به زانو درآورده است .
اين همان امتيازى است ، كه مىتواند شخصيّت فراموش شدهاى را مجسم كند ، و او را داراى خون و گوشت و روح گرداند . در شريانهايش به همراه حس و حركت ، آتشى سوزان برافروزد و در چشمهايش پرتوى فروزان قرار دهد و برلبهايش تندبادى سخت و دريايى موّاج و در برابر چشمانش همهء دنياهاى باشكوه و جلال بشرى را به حركت درآورد .
از همين جا فرق ميان اين نويسندهء صاحب نبوغ و نويسندگان كوتهنظرى كه شخصيت بزرگان را از زواياى تنگ تاريخ مىنگرند ، و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2376
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٧٦