اگر برخود روا مىداشتم كه نسبت به نويسندهاى رشك برم كه داراى سبكى بسيار عالى و عواطفى سرشار است و حقايق تاريخى را آن چنان مجسم مىكند كه گويى خواننده آنچه را مىخواند ، در برابر چشم خود مىنگرد ، تنها به جرج جرداق رشك مىبرم . . . هرچند من در زندگيم هرگز به كسى رشك نبردهام .
اين كتاب جاودانى را چندين بار مطالعه كردهام ، اما هنوز هم سير نگشتهام . اگر مدالها اين قابليت را داشتند كه در خور فضيلت و شخصيت مردان بزرگ باشند ، يقيناً امام على ( ع ) در مقابل ادب و انصاف و نبوغ جرج جرداق ، با دست مبارك خود ، مدالى بر سينه وى مىآويخت .
* * * استاد صقر يوسف صقر ، در اين باره مقالهاى مفصل نوشته است كه قسمتى از آن را در اينجا مىآوريم :
در اين عصر كه دربارهء عرب و عربيت سخن بسيار گفته مىشود و تاريخ و تمدن عرب مورد طعن و انتقاد است ، جرج جرداق درباره امام على ( ع ) كتاب بزرگ خود را تأليف كرد . سبك وى در سيرهنويسى و تاريخنگارى ، سبك تازهاى است كه احدى در ادبيات عرب بر او پيشى نگرفته و منظور من قدرتى است كه وى در راه زنده كردن و برانگيختن يك ملت ، از خود نشان داده است . چنين توانايى را تنها « شاتوبريان » در كتاب شهيدان و گيزو در بعضى از فصول تاريخ فرانسه ، از خود نشان دادهاند .
ما اميدواريم مورخين و نويسندگان كشورهاى عربى حوادث تاريخى را مثل جرج جرداق مورد دقت و مطالعه قرار دهند و تاريخى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2355
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٥٥