معاويه پسر ابوسفيان بود و ارثى را كه از پدر برد ، ناپاكى ، خيانت ، آدمكشى ، دسيسه و نيرنگ بود . لذا با امام على ( ع ) از در مخالفت درآمد و در اين راه از هيچ جنايت ناجوانمردانهاى فروگذارى نكرد .
براى قتل عثمان مخفيانه توطئه چيد و سپس بهوسيلهء عمال خود پيراهن او را به دست آورد و آن را بر ضد على علم كرد . طلحه و زبير را با توطئههاى خائنانهاى برانگيخت ؛ تا با على بجنگند و در نتيجه ، فاجعهء جنگ « جمل » پيش آمد و وقتى در آن جنگ شكست خورد ، خود او مستقلًا به جنگ على آمد و جنگ « صفين » را به پا ساخت و با حقهبازى آن را به نفع خود تمام نمود .
وقتى على براى بار دوم عازم قطع مادهء فساد گرديد ، در محراب عبادت شهيد شد و به عالم ابديت پيوست و معاويه كه ديگر كسى را ياراى مقاومت در مقابل او نبود . در شوال 41 ه در بيتالمقدس براى خود بيعت گرفت و 19 سال و 8 ماه بر مردم حكومت كرد ( و در رجب سال 61 در 80 سالگى مرد ) . « 1 »
اقوالى چند از نويسندگان و بزرگان
« جاحظ » مىنويسد : « بعد از كنارهگيرى امام حسن ، دورهء سلطنت استبدادى معاويه شروع شد . . . و اين سال را « عام الجماعة » گفتند . ولى بايد نام آن را سال تفرقه و زور و ظلم گذاشت ، سالى كه خلافت و امامت مبدل به سلطنت كسرايى و خلافت قيصرى شد » . « 2 »
هامش
( 1 ) مروجالذهب ج 3 ط 3 ص 11
( 2 ) رسائل الجاحظ ط مصر 1352 ه ص 294 « رسالة فى بنىامية » و ص 65 طبع نجف كه در آخر رسالهء « النزاع و التخاصم » مقريزى به سال 1368 ه چاپ شده است