بود كه بنىاميه توانست آن را در بر نمايد ، تا اوضاع و محيط براى پوشيدن ديگران آماده شود . اگر تاريخ سلطنت بنىاميه را از روز زمامدارى اين شخص بدانيم از حقيقت دور نشدهايم . » « 1 »
ابوسفيان بعد از اين ماجرا ، سر قبر « حمزهء » سيدالشهداء آمد و لگدى به قبر زد و گفت : حمزه ! مسألهاى كه ديروز بر سر آن با ما جنگ داشتى ، امروز دست ماست ، و ما از تيم و عدى به آن سزاوارتر بوديم ! ! « 2 »
( راجع به گفتهها و اعمال ديگر ابوسفيان به كتابهاى تاريخ ابناثير و تاريخ يعقوبى و تاريخ طبرى و روضة الصفا و تاريخ سياسى اسلام ، تأليف « دكتر حسن ابراهيم حسن » ج 1 و 2 و زندگانى محمد ، دكتر محمدحسين هيكل ج 2 ص 557 به بعد ترجمه فارسى و النصايح الكافية تأليف « ابن عقيل » و الصراع بين الامويين و مبادى الاسلام ، دكتر نورى جعفر و عظمت حسين بنعلى ، ابوعبداللَّه زنجانى و محمد رسول اكرم تأليف فتحى رضوان و محمد صبيح ترجمهء فارسى ص 193 به بعد رجوع شود ) .
البته عمر ، به عثمان سفارش كرده بود : « وقتىكه خليفه شدى ، هيچيك از بنىاميه را بر مردم تحميل نكن . » « 3 » و عثمان هنگام بيعت با او اين شرط را قبول نمود ، ولى هرگز به آن عمل نكرد . « 4 »
هامش
( 1 ) امام علىبن ابيطالب ج 2 ترجمهء فارسى ص 250
( 2 ) شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ج 4 ص 51 الغدير ج 10 ص 83 و حليف مخزوم ، صدرالدين شرفالدين ص 162 و الامام على ، جرج جرداق ج 4 ص 772 ، امام علىبن ابيطالب ، عبدالمقصود ج 2 ص 253
( 3 ) الامامة و السياسة ط 2 ج 1 ص 25
( 4 ) الامامة و السياسة ط 2 ج 1 ص 26