و روى همين اصل بود كه رسولاللَّه در هفت مورد ابوسفيان را لعن فرمود . « 1 »
و از جمله وقتى بود كه ابوسفيان سوار بر الاغى بود و معاويه زمام آن را به دست گرفته و يزيد آن را مىراند ! رسولاللَّه فرمود : خدا راكب و راهبر و راننده آن را لعنت كند . « 2 »
ابوسفيان تا آخر عمر ، هيچوقت از مبارزه و اظهار دشمنى با اسلام دست برنداشت . در جنگ اسلام و روم ، وقتى روميها پيش مىرفتند خوشحال مىگشت و هنگامىكه مسلمانان پيروزى به دست مىآوردند ، اندوهناك مىشد . « 3 »
عثمان بن عفان
خليفه دوم با نقشهء ماهرانهاى كه كشيده بود ، عثمان را براى بعد از خود به خلافت « نامزد » كرد ، ولى نقشه از ابتدا طورى طرح شده بود كه امكان انتخاب نامزدهاى ديگر ، بويژه ؛ علىبن ابيطالب ، امرى محال بود « 4 »
. . . عثمان به خلافت انتخاب شد ، و بدينوسيله آرزوى ديرينهء بنىاميه هم برآورده گشت ؛ زيرا عثمان از دودمان بنىاميه بود و سلسلهء نسب او ، هم از لحاظ پدرى و هم از ناحيهء مادرى ، به
هامش
( 1 ) شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ج 3 ط مصر ص 102 و الغدير ج 10 ص 81 و 82 و احقاق الحق ج 1 زيرنويس ص 48
( 2 ) تاريخ يعقوبى ج 2 ص 277 ط بيروت و تاريخ طبرى ج 8 رسالهء مأمون
( 3 ) تاريخ دمشق ، تأليف ابن عساكر ، ج 5 صفحهء 356
( 4 ) براى مزيد توضيح رجوع شود به : تاريخ مفصل اسلام ، تأليف « عمادزاده » ج 1 ص 143