. . . « هاشم » و « عبدشمس » از دنيا رفتند و نوبت به « عبدالمطلب » و « اميه » فرزندان هاشم و عبدشمس رسيد . « عبدالمطلب » روى اصل توارث ، صفات نيك پدرى را داشت و مرد بزرگوارى بود و در نتيجه ، رياست عرب را به دست آورد ، ولى « اميه » همانند پدر خود ، فردى خبيث ، ناپاك ، حسود و وحشى بود . . .
اميه برسر رياست ، با عبدالمطلب مبارزه مىكرد و سرانجام بدون اينكه پيروز شود درگذشت ، اما صفات و اخلاق پست خود را براى پسرش « حرب » باقى گذاشت ، و حرب بعد از پدر ، پرچمدار مخالفت و دشمنى با عبدالمطلب شد . . .
عبدالمطلب هم دو پسر داشت : « عبداللَّه » و « ابوطالب » كه هر دو افرادى با شخصيت ، درستكار و انسان دوست بودند و از هر كدام پسرى به دنيا آمد كه قهرمان انسانيت ، در تاريخ انسانيت شدند : اولى « محمدبن عبداللَّه ( ص ) » و دومى « على بنابيطالب » ( ع ) . . .
ابوطالب ، بعد از عبدالمطلب ، به علت فوت عبداللَّه ، رئيس شد . . . از « حرب » هم پسرى به نام « ابوسفيان » به دنيا آمده بود كه مظهر تام و تمام نادرستى ، ناپاكى ، خيانت و جنايت بود . . .
ابوسفيان
« ابوسفيان » با « محمد ، رسولاللَّه » ( ص ) بارها جنگيد ، و در حدود 70 نفر از مهاجر و انصار را كشت كه « حمزه » عموى رسولاللَّه هم از جملهء آنهاست . « 1 »
هامش
( 1 ) النزاع و التخاصم فيما بين بنىاميه و بنىهاشم ، تأليف « مقريزى » ط نجفاشرف ص 17