دين تأثير به سزايى دارند . همين جنبهها هستند ، كه مردم را وادار مىكنند كه روى به سوى دين آورند ، يا از آن بگريزند و باز همين جنبهها هستند ، كه باعث تفسيرهاى گوناگون از دين مىشوند . اين واقعيت و انگيزهها بود كه اكثريت تودههاى عرب را وادار مىكرد كه به تشيّع گرايش يابند يا با آن هماهنگى كنند .
مظالم اجتماعى سهمگين در عصرهاى اموى و عباسى و سياستهاى خشونتبار آنان و انواع محروميتهايى كه مردم در آن فرو رفته بودند و روشى كه حكومتها در ويران كردن شهرها داشتند ، انگيزههايى بودند كه مبارزين شيعه را وادار مىكرد كه دين را آنچنان تفسير كنند كه مخالف مصالح طغيانگران و مطابق مصالح تودهها باشد . از اين رو ستمديدگان عرب و موالى و مسلمان و ذمى ، به انتظار فرج نزديك ، به دنبال رهبران شيعه كه از فرزندان على ( ع ) بودند ، حركت مىكردند .
بنابراين در اين عصرها ، شيعيان پيروان يك مكتب انقلابى هستند كه راه را در برابر انقلابيون هموار مىكرد تا از بدبختى به خوشبختى برسند . اين مكتب با جمود و سكوت مخالف بود . شورانقلابى مكتب تشيع در كالبد بيجان طبقهء ناتوان و درمانده ، روح تازهاى مىدميد و آرزوها و آرمانهاى آنها را مجسم مىكرد و از تعليمات على بن ابىطالب ( ع ) كه مردم او را به عنوان مظهر دموكراسى اشتراكى خالص مىشناختند ، الهام مىگرفت . آرى على ( ع ) پيشوا و رهبر و فريادرس ستمديدگان و ضعيفان بود .
مردم در زمان على ( ع ) به خاطر انگيزههاى اجتماعى كه از اعماق زندگى افراد و تودهها نشأت مىگرفت ، شيعه و پيرو او شدند ، كه غالباً
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2215
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢١٥