كرد ، و كذاب و پسر كذاب و شيعهاش را كشت ! » وظيفه خدا در نظر مسلم بن عقبه اين بود كه غارت مردم مدينه و قتل عام فجيع آنها را بر وى مباح كند . حتى وقتى كه ظرف مدت سه روز دوازده هزار نفر مرد و چند برابر آن زن و كودك به دست او كشته شدند ، با آرامش خيال ايستاد و گفت : « ستايش خدا را كه با كشتن مخالفان و منافقان ، سينهام را شفا داد . »
عصر عباسى فرا رسيد . در نظر ابوالعباس سفاح و ابومسلم خراسانى ، صلاح اسلام و مسلمانان در اين بود كه بنىاميه نابود شوند و شيعيان به قتل برسند و كارها به نفع اولاد عباس سروسامان پيدا كند و سرزمينهاى عربى چراگاه آنها شود ؛ همانطورى كه چراگاه امويان شده بود . وظيفه خدايى اين بود كه اسلامى را كه مظهر آن عباسيان است ، حفظ كند .
بدين ترتيب ، هر گروهى دين و وظيفه الهى را طورى تفسير مىكرد كه مطابق مصالحش باشد و حال او را اصلاح كند . حتى بادهگساران دائمالخمر نيز روش مشابهى داشتند . ابو نواس ، رهبر سخنگوى اين طايفه ، آيه « لاتقربوا الصلاة و انتم سكارى » را طورى تفسير مىكند كه مطابق ميل او باشد و موانع را از پيش پايش بردارد . او تصور مىكرد كه معناى آيه ، اين است : « هرگاه در حالت مستى هستيد ، نماز نخوانيد » او به استناد همين تفسير خود ساخته ، دوستان خود را دعوت مىكرد كه پيش از فرا رسيدن وقت نماز بادهگسارى كنند و مست شوند تا نماز از آنها ساقط شود . در اين باره مىگويد :
اذا مادنى وقت الصلاة رَأَيْتَهُم * يحثوّنها تفوتهم سكوا
( هنگامى كه وقت نماز نزديك مىشود ، آنها شراب مىخورند تا بهواسطهء مستى ، نماز از آنها فوت و ساقط شود . )