تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2218

مساهمون:

ص٢٢١٨
اين سوداگران بازار تبعيض و تعصب ، تا توانستند از سود اين سوداگرى ، ثروت اندوختند و مردم را بيچاره كردند و سود و منفعت را از آنان دريغ نمودند . تاريخ شرق و غرب چهره‌هاى منفور شاهان رياكارى را معرفى مىكند كه كوشش مىكردند حق خداى قوى را از انسان ضعيف بازستانند . اينان همواره خون آزادگان و نيكوكاران را مىريختند و مىگفتند ، منظور ما دفاع از دين است . حال نويسندگان مزدورى هم پيدا مىشوند : كه با نيش قلم ، رفتار رياكارانه آنها را تاييد و حمايت مىكنند ! چرا نويسندگان ما در قرن بيستم ، روشنىهاى اين قرن را به مغز خود راه نمىدهند ؟ در حالى كه مىتوانستند اين روشنى را در راه كشف حقيقت و واقعيت زندگى و استفاده‌هاى سرشار از حوادث نامطلوب گذشته به خدمت خويش گيرند . هرگز در زمان ابوجعفر منصور كسى پيدا نمىشد كه به اندازهء ابن مقفع به جامعه عربى خدمت كند و بعدها هم پيدا نمىشود . اما نويسندگان ما به خاطر گروهى ستمكار كه خون مردم را مىريختند و رياكارانه ادعا مىكردند كه به آنها خدمت مىكنند ، اين نابغه بزرگ را تكفير مىكردند . هيچ كس به اندازهء يك فرد انقلابى براى جامعه عربى مفيد نبوده و نيست . طبقه حاكم ، چيزى جز تبهكارى و فساد نيست و يك انقلابى چيزى جز خير و عافيت نمىخواهد . چرا اين آقايان جمود را كه صورتى از مرگ است ، مىستايند و جنبش انقلاب را كه صورتى از زندگى است ، مورد انتقاد قرار مىدهند ؟ طغيانگران قديم تا توانستند به قوميت عرب تجاوز كردند و