اين انگيزهها ، در لباس دين و مظاهر دينى جلوه مىكردند . پس از على نيز همين انگيزهها مردم را متوجه على ( ع ) و تشيّع مىكرد . اگر تاريخ انقلابيونى را كه در عهد اموى و عباسى در برابر ستمگريها در حجاز ، عراق ، شام ، ايران ، افريقا و . . . قيام كردهاند مورد مطالعه قرار دهيد ، خواهيد ديد كه همه جا على ( ع ) رهبر و پيشواى آنهاست ، و خواهيد ديد كه افكار اجتماعى او ، نقطه مشتركى است كه تمام آنها در آنجا به هم مىرسند و با الهام از آن در برابر فساد و طغيان قيام مىكنند . اگر دربارهء اهداف عالى انقلابيون كه در طول قرنهاى متوالى دنياى شرق را به لرزه درآورده بود و خواب را بر چشم ستمكاران حرام كرده بود تحقيق كنيد ، خواهيد ديد كه موجب آنها نيز همان اهداف اجتماعى على ( ع ) هستند كه آن بزرگوار به خاطر آنها قيام نمود و مردم را به آنها دعوت كرد و در راه آنها به شهادت رسيد . بدينترتيب ، مسلمان و مسيحى و عرب و موالى و همه كسانى كه از غارت و غصب و كشتار به تنگ آمده بودند ، در محبت على ( ع ) تلاقى مىكردند . آنها مىديدند كه خواجگان را در كاخهاى طبقه حاكم و گرسنهها و برهنهها را در كلبهها و صحراها انباشته كردهاند .
آرى ، نام على ( ع ) در تاريخ عرب ، برانگيزانندهء آرزوى هر ستم كشيده و ورد زبان هر مظلوم و پناهگاه هر گرفتارى بود كه عرصهء زندگى بر او تنگ شده بود . در اين تاريخ ، هركس كه خواهان عدل و انصاف است ، به نام على پناه مىبرد و هركس كه از ستمكارى به خشم آمده است ، نام على ( ع ) را زرهتن مىكند و هركس كه از رشوه و فساد و ستم ، خشمگين است از على ( ع ) و ميراث فكرى او الهام مىگيرد و در كنار انقلابيون قرار مىگيرد . نام على ( ع ) ، يعنى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2216
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢١٦