تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2194

مساهمون:

ص٢١٩٤
گرفته ، تسليم برادرش عبداللَّه كردند . او تصميم گرفت كه برادر را با تازيانه بكشد به همين جهت بدن او را برهنه كردند و بر در مسجدالحرام ، اينقدر تازيانه بر او زدند تا جان باخت . عمر ، ميان مسلمان و غيرمسلمان و عرب و عجم فرق نمىگذاشت ، او مسلمان و عرب واقعى بود . دستور داده بود غيرمسلمانها را در تمام حقوق فردى و اجتماعى با مسلمانان بطور مساوى در نظر بگيرند . حتى اگر مردى پير مىشد و امكانات مالى نداشت ، كه صرف معاش خود كند ، از خزانه دولت زندگى او را تأمين مىكرد . مسيحيان دمشق شكايت كردند كه وليد بن عبدالملك ، كليساى يوحنا را خراب كرده و ضميمهء مسجد اموى ساخته است . عمر فوراً دستور داد كه كليسا را به آنها پس بدهند و از گرفتن كليساى يوحنا خوددارى كنند . مسلمانان پذيرفتند و به دستور عمر عمل كردند . وقتى كه اين خبر به عمر رسيد ، خوشحال و راضى شد . در روزگار عمر ، ميان موالى و عرب فرقى گذاشته نمىشد . از سخنان وى دربارهء كسانى كه در گذشته مظلوم واقع شده بودند ، اين است : « هريك از شما كه به ما احتياج داشته باشد و ما قدرت آن را داشته باشيم كه احتياجش را بر طرف سازيم ، سعى مىكنيم احتياجش را رفع كنيم و اگر از عهده رفع حاجتش برنياييم ، دوست دارم به خودم و اطرافيانم آنقدر سختگيرى كنم ، تا زندگى ما با آن حاجتمند ، مساوى گردد . » دربارهء كسانى كه از ستم زمامداران ظالم فرار كرده بودند ، چنين گفت : « كسى كه از دست زمامدار ظالم فرار كرده است ، تقصيرى ندارد . بلكه زمامدار ظالم گنهكار است ! »