تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2193

مساهمون:

ص٢١٩٣
و آزاد ساز . به خدا اگر آنها خدا را با خيانتهاى خود ملاقات كنند ، بهتر از اين است كه من خدا را ملاقات كنم و خون آنها را بر گردن داشته باشم . » مردم از عمر اين چنين محبّت و عاطفه پدرانه‌اى ديدند ، در حالى كه گذشتگان ، آنان را تحقير مىكردند و ارزشى براى زندگى آنها قائل نبودند و با مختصر بهانه‌اى آنها را به سختى شكنجه مىدادند . آنها هنوز شكنجه‌هاى وحشيانه عبدالملك مروان و برادرش بشر را فراموش نكرده بودند . عبدالملك حكومت بصره و كوفه را به برادر خود بشر داد ، و او را مأمور كرد كه نسبت به مردم سختگيرى كند و پوست از تن مخالفان هيأت حاكمهء ستمگر بركند و چهارهزار سپاهى شامى همراه او فرستاد . يكى از روشهاى وحشيانه بشر اين بود كه هرگاه يكى از ارتشيان يا مردم كمترين سستىاى در اجراى دستورات نشان مىداد ، او را بر يك كرسى قرار مىدادند و سپس دستهايش را با ميخ به ديوار مىكوبيدند ، و در همان حال كه مىناليد و استغاثه مىكرد ، كرسى را از زير پاهايش مىكشيدند و با اين شكنجه وحشيانه جان مىسپرد ! همين جنايات هولناك ، نسبت به كسانى كه طمع حكومت داشتند نيز اعمال مىشد . نمونه آن رفتارى است كه عبدالملك بن زبير در آغاز عهد اموى با برادر خود عمروبن زبير كرد . جريان از اين قرار بود كه يزيد بن معاويه حكومت معاويه را به وليد بن عتبه بن ابوسفيان داد . وى لشكرى از مدينه براى جنگ با عبداللَّه گسيل داشت ، و برادرش عمرو - كه مخالف با او بود اين لشكر را همراهى مىكرد . پس از نبردى سخت ، لشكر وليد شكست خورد . سپاهيان ، عمرو را