تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2197

مساهمون:

ص٢١٩٧
خاص هيأت حاكمه ، تحت فشار قرار داشتند ، و فشار آنها - چنان كه بعضى پنداشته‌اند ربطى به عنصر قومى و عربى يا انگيزه دينى نداشت . با مرگ عمرابن‌عبدالعزيز بار ديگر سايه شوم ظلم بر سر مردم افتاد . هنوز پيكر سرد اين نمونهء عدل و داد بر روى زمين افتاده بود كه مسير سياست عوض شد و دولتى بر سر كار آمد كه به روش گذشتگان كار خود را آغاز كرد . يزيد بن عبدالملك ، برنامهء سبّ على ( ع ) را بالاى منابر دوباره به اجرا درآورد ، و عمال عمر را عزل كرد و او را آدمى مغرور معرفى نمود ! به عماّل جديد دستور داد كه غارت اموال و شكنجهء مردم را از نو آغاز كنند و با مردم همانند دوران پيش از عمر رفتار كنند ، حتى اگر در اثر آن جان بسپارند . متن دستور او در اين باره چنين است : « . . . مردم را به زمان پيش بازگردانيد . خواه زنده بمانند ، خواه بميرند . والسلام . » بدبختيهاى موالى از نو آغاز شد . ستمكارى زمامداران اموى ، بر سر تمام مردم سايه افكند . اما چون عهد عباسيان فرا رسيد ، مردم بر عهد اموى طلب رحمت مىكردند . خلفاى عباسى با موالى كاملًا ملايمت مىكردند . لكن اين خوشرفتارى به خاطر احترام به اصول انسانى نبود ، و هيچ شباهتى با ملايمتهاى عمربن عبدالعزيز نداشت . اين ملايمت به خاطر تقويت و تحكيم پايه‌هاى حكومت عباسى بود . آنها مىخواستند از وجود موالى استفاده كنند ، نه اين كه از روى ميل و رغبت خواستار مساوات و برابرى مردم بودند . اينها حتى اشرافى را كه مقرب درگاهشان بودند در صورت احساس خطر از ميان مىبردند . چنان كه رشيد با برامكه همين رفتار را