است كه صحابه ، موالى را به خاطر مهارتى كه در مديريت امور زندگى داشتند ، در خانههاى خود استخدام مىكردند و در كارها از وجود آنها بهره مىبردند . در امور بازرگانى به قدرى مهارت داشتند كه بازرگانان عرب تمام كارهاى خود را به آنها مىسپردند تا از مهارت و درايت بازرگانى آنها استفاده كنند .
خلاصه اين كه موالى در صدر اسلام ، در بسيارى از جنبشهاى فكرى و عمرانى و مدنى بر عرب برترى داشتند . خليفهء اموى ، سليمان بن عبدالملك ، ضمن اعتراف به اين برترى مىگويد : « از اين عجمها در شگفتم . هزار سال سلطنت كردند ، بدون اينكه لحظهاى به ما نيازمند باشند ، و ما صد سال سلطنت كرديم ، بدون اين كه لحظهاى از آنها بىنياز گرديم . »
عمر بن عبدالعزيز براى كسانى كه از سخن گفتن موالى در فقه و قضاوت و لغت و تاريخ و علوم ديگر آن زمان ناراحت بودند ، سخنرانى كرد و چنين گفت : « گناه من چيست كه موالى همواره صعود مىكنند و شما ترقى نمىكنيد ؟ ! » بدينگونه ، موالى زمينه را براى يك نهضت علمى همه جانبه در عصر عباسيان آماده كردند كه خود ، اساس و اركان مهم اين نهضت به شمار مىآمدند . موالى در اين زمان ، در راه تمدن به قدرى كوشيدند كه با يك كتاب هم نمىتوان حق مطلب را ادا كرد . نتايجى كه عرب از اتحاد و آميزش با عجمها به دست آورد ، افزون بر مجال يك فصل يا چند فصل يك كتاب است . سهمى كه موالى در آثارى كه از اجداد ما به يادگار مانده ، دارند ، بيش از اين است كه در اينجا گفته شود و مشهورتر از اين است كه به معرفى نياز داشته باشد . از اينرو ما به ذكر بعضى از نامهاى بزرگى كه در
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2166
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٦٦