تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2162

مساهمون:

ص٢١٦٢
آيا صلاح‌الدّين ايوبى از هزار شامى كه داراى « عرق » عربى هستند ، شايسته‌تر نيست ؟ آيا عربيت ابن الرّومى از عربيت يك ميليون جانى چون مروان بن حكم و مهدى عباسى و متوكّل عباسى و ديگر عربهاى اصيل نافع‌تر نيست ؟ آيا حمادراويه ، كه ميراث كهن عرب را نگهبانى كرد ، و پيش از همهء عربهاى غيور به عربيت خدمت كرد ، از عربهاى اصيلى كه در ميان كنيزان خود سرگرم عياشى و شهوترانى بودند و دسترنج مستمندان را مىبلعيدند ، ارجمندتر نيست ؟ آيا اين معيارها در زمان ما تغيير پيدا كرده‌اند ؟ ! وجود همين اعتقادات ، به ما اين امكان را مىدهد كه در خصوص موالى نيز سخن به ميان آوريم . موالى از همان روزهايى كه تابع حكومتهاى عربى شدند ، جنبشهاى فكرى و عملى را رهبرى كردند . البته چندان هم تعجب‌آور نبود زيرا آنها وارث تمدنهايى بودند كه عرب شبه جزيره ، هيچ آشنايى با آنها نداشت . مظاهر اين جنبشها بدون استثنا در تمام جهات آشكار گشت . اكنون نظر شما را نخست به پاره‌اى از كوششهايى كه آنها دربارهء دانشهاى عربى خالص نشان داده‌اند ، جلب مىكنيم و سپس كوششهاى فكرى آنها را در علوم ديگر مورد بررسى قرار مىدهيم . دنياى عرب در صدر اسلام ، گروهى از موالى را به ياد دارد كه در فقه و حديث به پيشوايى رسيدند و به عظمت و گسترش دانش شهرت يافتند . يكى از آنها « سليمان بن يسار » آزاد شدهء ميمونه بنت حارث ، همسر پيامبر گرامى ( ص ) است . او در مدينه زندگى مىكرد و