به يك تقسيمبندى نژادى و اين كه جامعه كهن عرب داراى دو عنصر عربى و موالى بود ، اكتفا كرده و بر اين اساس نتايجى به دست آوردهاند . آنها تشيّع را هم مذهبى دانستهاند كه تنها به دين و عقيده ارتباط دارد .
امّا تشيّع داراى مفهومى برتر از آنچه اينها پنداشتهاند است و ما پس از اين در اين باره بحث خواهيم كرد و ميزان ارتباط آن را با انسانيت عربى آشكار خواهيم ساخت . همچنين در مورد انقلابهايى كه در اينجا و آنجا روى داده ، و بهطور عمده داراى انگيزههاى اجتماعى بودهاند نيز اشارهاى خواهيم داشت ، تا معلوم شود كه خون مقدّس علوى در رگهاى همه آن انقلابها جريان داشته و هدف آنها پيروى از راه و رسم على ( ع ) بوده است . در حال حاضر ترجيح مىدهيم كه درباره نبرد ميان عرب و موالى سخن گفته و نشان دهيم كه در پشت اين قضيه ، عوامل اصلى اقتصادى و اجتماعى پنهان بوده ، و ارتباطى با تقسيمات نژادى نداشته است .
اين بحث را از اين نظر پىگيرى مىكنيم كه با بحث ما دربارهء حقيقت قوميّت و عوامل حيات و رشد يا انحطاط و زوال آن مرتبط است . همچنين با سايهء گستردهاى كه شخصيّت ممتاز على بن ابىطالب ( ع ) در طول تاريخ بر سر مظلومان افكنده و پناهگاه و وسيلهء هدايت آنها شده ، ارتباط مىيابد . و نيز برآنيم كه تفسيرهاى نابجاى كسانى را كه از سيرهء زمامداران عرب ، تنها صورتهايى را برگزيدهاند كه ويژگيهاى انسانى را ، كه يگانه وسيلهء استمرار حيات است از قوم عرب دور مىسازد ، مورد نقد قرار دهيم . اينان از هموطنان خود تنها اين انتظار را دارند كه شرافت و بزرگوارى و اميد را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2159
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٥٩