استبداد ، آفت قوميت
* اين نبرد طولانى ، كه به نبرد ميان عرب و موالى شهرت يافته است ، در حقيقت نبردى است ميان اقليتى سودجو و فرصتطلب و اكثريتى شكست خورده و ناتوان . پس روح و مفهوم آن ، چيزى جز يك نبرد اجتماعى نيست !
* شبى خواب از چشم عبدالملك پريد ، سمير را احضار كرد تا برايش داستان بگويد . سمير گفت : جغدى در بصره بود و جغدى در موصل جغدى كه در بصره بود ، از دختر جغد موصلى براى پسرش خواستگارى كرد . جغد موصلى گفت : اگر صد ويرانه را مهر دخترم نكنى ، با ازدواج دخترم موافقت نمىكنم . جغد بصرى گفت : براى من تأمين چنين مهر سنگينى مقدور نيست اما اگر يك سال ديگر اين حكومت باقى بماند ، هر چه ويرانه بخواهى ، در اختيار تو مىگذارم !
قبلًا دانستيم كه مفاهيم حكومت و سياست ، داراى دو خط هستند و خط سومى نمىتوان براى آنها يافت : يكى خطى كه على ( ع ) براى آنها ترسيم كرده است ، و ديگر خطّ سفيانى ، كه تمامى آن لغزش و سقوط