« سقفهاى آن از طلاى صيقل يافته پوشيده شده و از آن نورى جلوه مىكرد كه ظلمتها را مىشكافت .
باد صبا مىوزيد و درختان را كه بعضى از آنها به بارنشسته بودند ، و برخى نه ، به اين سو و آن سوى كشيد .
دختران زيبا با بدن نرم و لطيفشان در رفت و آمد بودند . برخى از آنها دستبندهاى زرين داشتند و برخى نداشتند .
« ثريا » كاخ بسيار بزرگ و زيباى معتضد است كه ابن معتزّ در ديوان خود اوصافى براى آن شمرده است كه انسان را به ياد كاخ سليمان و مهندسى و معمارى جنيان مىاندازد . »
خطيب بغدادى ، كاخ مقتدر را به مناسبت ديدارى كه يك سفير رومى از آن به عمل آورده ، اينطور وصف مىكند : « مقتدر يازده هزار خدمتگزار خواجه داشت . غلامان صقلبى و رومى و سياه نيز در اين كاخ كمتر از يازدهزار نبودند . اين چندين هزار خواجه و غلام ، كه همگى از جنس نر و خشن بودند ، را كنار بگذاريد ، تا شگفتىهاى ديگر كاخ را براى شما توصيف كنم . مقتدر فرمان داد كه سفير رومى را در كاخ گردش دهند . تمام خزانهها را گشودند ، و وسايل و اسباب تجملاتى را كه همچون جهيزيه عروس بهطور منظم در كنار هم قرار گرفته بود ، در معرض تماشا قرار دادند . پردههاى زيبايى آويخته شده بود و جواهرات خليفه چشمها را خيره مىكرد !
هنگامى كه سفير رومى به « درختخانه » رسيد ، بيشتر متعجب شد . در اينجا درختى بود از نقره و به ارزش پانصد هزار درهم . بر اين درخت ، گنجكشهايى از نقره به گونهاى تعبيه شده بودند كه با حركات مخصوصى به صدا درمىآمدند . بيچاره فرستاده رومى بهكلّى خود را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2124
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٢٤