تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2121

مساهمون:

ص٢١٢١
برباد رود . عهد متوكّل آغاز دورانى است كه اين بهشت و دوزخ لعنتى در كنار هم قرار مىگيرند ! اشراف‌زادگان ، در اين عصر ، هتاكى و پرده‌درى را به جايى رسانده‌اند كه در زمانهاى پيش نمونه آن ديده نشده بود . برنامه هميشگى آنها باده‌گسارى و لهو و لعب و طرب و تشكيل بزم و شب‌نشينى در درون كاخها بود ؛ عربده‌هاى مستانهء آنها گوش بىنوايان را مىخراشيد و بدمستيهاى آنها به جايى رسيده بود كه گاهى از شدت مستى و طرب ، جامه مىدريدند و بعضى بر زمين مىغلطيدند ، گروهى با چشمان ناپاك خود چشم‌چرانى و هرزگى مىكردند و گروهى رند با ناله و استغاثه از خدا كمك مىخواستند ؛ دسته‌اى هم به هيچ مذهب و راه و رسمى پاىبند نبودند . برخى هم با قدمهاى خود لرزه بر اندام زمين مىافكندند . در اين زمان ، بر تعداد كنيزكان به‌طور بىسابقه‌اى افزوده شده بود . حتى متوكل - همان نامردى كه علماء و متفكران و آزادگان را آزار مىكرد ، قبر حسين بن على ( ع ) را ويران نمود و بر آن آب جارى ساخت ؛ و به اشخاص بىبندوبار و هرزه اجازه داد كه در مجلس او به ساحت مقدس علىبن‌ابىطالب ( ع ) اهانت كنند - داراى چندين هزار كنيزك بود . بعضى از خلفاى عباسى ، دهها هزار كنيز داشتند . فراموش نكنيد كه كاخها پر از خواجگانى بود كه خلفا و ثروتمندان ، آنها را به محافظت زنها گماشته بودند . تعداد اينها مخصوصاً در عهد امين ، بسيار زياد بود . مقتدر عباسى داراى يازده هزار خدمتگزار خواجه بود . در كاخها و قصرهاى ثروتمندان كه كانون بىبندوبارى و هرزگى شده بود ، غلامان بسيارى زندگى مىكردند . اين خود بهترين دليل بر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2121 | جورج جرداق / خسرو شاهى