باشد ، بهتر از اين است كه ساعتهايى در سايه كاخهاى بلند بگذرانى .
اين است وصيتى كه از حال دل من خبر مىدهد .
خوشا به حال كسى كه آن را بشنود . سوگند مىخورم كه همين كافى است .
اى ابوالعتاهيه ، اين پند را از نصيحتكننده مهربان بشنو . »
اين دو حالت ، يعنى تفاخر به خوشگذرانى و لذتجويى مفرط يا بالعكس ، زهد و گوشهگيرى كه افراط از سوى ديگر است و هر دو ، نتيجه مفاسد حكومت عباسيان و تبعيضات طبقاتى آنان بود .
آنچه در اينجا شرح داديم ، قسمتى از حالاتى است كه به دوران نخستين حكومت عباسيان مربوط مىشود . در دوران بعد ، اختلاف طبقاتى شديدتر شد . ديگر مرزهاى طبقاتى چنين بود : طبقه اول سرگرم خوشيها و عياشيهاى خود ، و طبقه دوم در آغوش مرگ و پريشانى . ثروتها نزد طبقه اول انباشته شده و فقر و تهيدستى در ميان طبقه دوم بيداد مىكرد .
خوشى و پريشانى ، رفاه و محروميّت ، در هر دو طبقه به حد افراط رسيده بود . در برابر آن خوشيها و عياشيهاى بىحد و حصر ، نياز به يك گرده نان و يك گليم پاره ، از مشخصات روشن طبقه مستمند و محروم بود .
آنان كه در علفزار توانگرى به چرا مشغول بودند ، شمارشان اندك و آنان كه در سختى و پريشانى به سر مىبردند ، تعدادشان فراوان بود . امنيت مالى و جانى ، ويژهء گروه بسيار محدودى است . ثروتمندان ممكن است مورد خشم عناصر دربارى قرار گيرند و اموالشان مصادره شود و از بركت شمشير برندهء ايشان ، سرهايشان نيز
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2120
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٢٠