تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1938

مساهمون:

ص١٩٣٨
عاص و نه هوشياران و سياستمداران ديگر عرب ، چنان توانايى نداشتند ، ولى على ( ع ) از حيله‌گرى دورى مىكرد و از آنچه مردم آن را فرصت طلبى مىنامند و باعث شرمندگى مردم مىشود ، خشمگين بود . على ( ع ) حاضر نبود حيله و نيرنگى به كار برد ، گرچه براى او پيروزى مىآورد و پيوسته مىكوشيد كه صراحت و راستگويى را از دست ندهد . مگر على ( ع ) دربارهء آنچه در زمانش دربارهء زيركى و هوش معاويه شايع شده بود و اين كه على ( ع ) در سياستمدارى از معاويه عقبتر است ، نگفت : « به خدا سوگند معاويه زيركتر و سياستمدارتر از من نيست ، بلكه او خيانت مىكند و گناهكار است و اگر كراهت از خيانت نبود ، من سياستمدارترين افراد عرب بودم ؟ » به اين بخش ، چه به طور مستقيم و چه غيرمستقيم كاملًا پرداخته‌ايم و ديگر نيازى به تكرار آن نيست ، ولى در اين جا به خاطر دو حادثهء جنگ صفين ، به آن مىپردازيم . تا ببينيم كه چگونه بعضى از دشمنان و يا دوستان على ( ع ) ، در شناخت درست و فراگير شخصيّت برگزيدهء او ناتوان بوده‌اند . اينها على ( ع ) را متهم مىكنند كه در زمينه‌هاى سياسى مقصر است و براى از دست رفتن اين دو فرصت نظامى تأسف مىخورند . همگى اينها در شناخت شخصيّت علوى اشتباه مىكنند . زيرا مفاهيم سياسى و قوانين نظامى در نظر امام ( ع ) فقط از يك منشاء سرچشمه مىگيرد و آن شخصيّت علوى و يا روح علوى است كه همه تصميم‌گيريهاى وى بايد با آن روح تطبيق كند . در نظر او معيارى بالاتر و بزرگتر از وجدان سالم و اخلاق شايسته نيست كه هر قانون و قاعده‌اى در سايهء آن كمرنگ مىشود !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1938 | جورج جرداق / خسرو شاهى