نداشت و با اخلاق سالم و درك عظيم و شايستگى خالص على ( ع ) هماهنگى نداشت كه بگذارد آنها با مال و ثروت ملّت و مفاهيم انسانى بجنگند .
مردم و مورّخان و محقّقان عادت كردهاند كه اوضاع زمان على ( ع ) را با اوضاع زمان خود مقايسه كنند و بر اساس آن داورى نمايند و پيشاپيش همهء اينها ارزش مبارزات افراد را با مقياس پيروزى و شكست مىسنجند . بدون آن كه به روشى كه در راه بهدست آوردن پيروزى وجود دارد و به احتمالات زيادى كه وجود دارد ، توجّه داشته باشند . گاهى اين احتمالات مربوط به اخلاق است كه نشيب و فرازهايى دارد و زمانى هم مربوط به تصادفات و مقدّرات است كه هيچ كس - چه سياستمدار و چه نيرومند - نمىتواند آن را تعويض كند و يا آن شرايط را به وجود آورد و به عنوان سلاح كارساز از آن بهره گيرد .
به هرحال ، اين معترضين از على ( ع ) مىخواهند كه در سياست خود خيانت نمايد و از وسايل مختلفى در جنگ و به نفع خود استفاده كند ، ولى روح بلند على ( ع ) ، هرگز چنين اعمالى را نمىپسندد .
آنها مىخواهند كه على بن ابىطالب ( ع ) معاوية بن ابوسفيان شود . در حالى كه او على بن ابىطالب است !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1940
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٤٠