معاويه و گشودن راهى گسترده براى نابودى دست راست معاويه و كشته شدن سر دستهء حيلهگران او و نابودى سخنور متنفّذى در ميان انبوه سپاهيان معاويه .
دليل دوم اين است كه عمرو بن عاص فرمانده لشكر طغيانگرانى بود كه سرپيچى كردهاند و ريختن خون على ( ع ) و يارانش را در نبردى طولانى و خطرناك آرزو داشتند .
دليل سوم اين است كه علاوه بر همهء اينها عمرو بن عاص ، على ( ع ) را به مبارزه دعوت كرده بود كه به ميدان جنگ بيايد كه يا عمرو را بكشد و يا كشته شود . اگر عمرو همرزم على ( ع ) بود و قدرت مىيافت كه شمشيرى بر فرق على ( ع ) فرود آورد ، آيا على ( ع ) را رها مىكرد ؟ بنابراين اگر على ( ع ) اين دشمن خطرناك را مىكشت ، سرزنشى نداشت .
اين كه على ( ع ) در اين دو حادثهء جنگى به پيروزى خود لطمه وارد كرد ، گفتهء خبرگان جنگ است و شايد قضاوتشان از جهتى درست باشد .
ولى آيا آن على ( ع ) به عنوان يك فرمانده كل ، همان على ( ع ) در تمامى ابعاد است !
آيا تاكنون ديدهايم على ( ع ) داراى شخصيّتى دوگانه باشد . آيا هنگامىكه او از ديدگاه انسانى به همهء جهان و موجودات و ارزشهاى آن مىنگرد ، باز نظرش محدود مىشود و نتيجهء نزديك را مىبيند و علاقه به پيروزى ، او را وادار مىكند كه دست از تمامى مسائل جهان بشويد و به تمام ارزشها پشت پا بزند ؟ !
على ( ع ) در هر حال صفات كامل و پايههاى شخصيّت و اصول
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1934
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٣٤