تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1933

مساهمون:

ص١٩٣٣
على ( ع ) همچون شعله آتش ، بالاى سرش درخشيد . اما عمرو بن عاص پيراهن عربى را بالا زد و عورت خود را بر ملا ساخت و بدين‌گونه خود را نجات داد ، زيرا على ( ع ) چهرهء خود را از او برگرداند و از وى دست برداشت تا براساس حيا و جوانمردى خود به عورت عمرو بن عاص چشم نيفكند ! عدّه‌اى از علاقه‌مندان على ( ع ) و عاشقان پيروزى او مىگويند كه على ( ع ) در اين دو قضيه به مصلحت خود عمل نكرد . اگر به مخالفين خود اجازهء آب بردن نمىداد ، دو دليل داشت : اولًا قانون نظامى به او اجازه مىداد و چنين اقتضا مىكرد كه دشمن را از آب باز دارد ، تا اين كه يا تسليم شود و يا از جنگ دست بردارد و يا كارى انجام دهد كه او را به پيروزى نرساند . معاويه اين مطلب را مىدانست ، از اين جهت وقتى بر آب مسلط گرديد ، گفت : « اين نخستين پيروى است . » دليل دوم - كه قانونى نظامى است - اين بود كه چون على ( ع ) آب را با قوّهء نظامى از دست شاميان گرفت ، و آنان هم قبلًا آب را از آن حضرت منع كرده بودند ، حق داشت كه با شاميان براساس آيين نظامىشان رفتار كند و به آنها اجازه ندهد به آب دست يابند ! همچنين آنگاه كه از عمرو بن عاص ، فرمانده نيرومند و سياستمدار مكّار و محرّك گروه خصم صرف‌نظر كرد و او را نكشت ، به مصلحت خود عمل ننمود ، زيرا على ( ع ) ذوالفقار را بر مغز عمرو بن عاص گذاشته و با نيزه شكمش را دريده بود و اگر او را به قتل مىرسانيد ، سه دليل موجه داشت : دليل اول ، نظامى خالص است و آن اين كه كشته شدن عمرو بن عاص يعنى به لرزه افكندن اركان لشكر