تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1932

مساهمون:

ص١٩٣٢
در هنگام اشغال نهر فرات گفت : « اين نخستين پيروزى است » و سوگند شديدى ياد كرد كه نگذارد دست عراقيان به آب برسد . و هنگامى كه على ( ع ) آنها را از آبراه بيرون راند و اجازه داد كه دشمنانش همچون سربازانش از آب استفاده نمايند . حادثهء دوم ، چشم‌پوشى و گذشت او از قتل عمرو بن عاص به هنگام جنگ پس از دستيابى بر او بود . خلاصه اين كه وقتى على ( ع ) ديد تلفات از هر دو طرف سنگين شده است . بر فراز بلندى رفت و با فرياد رسا گفت : اى معاويه ! و معاويه پاسخ امام را داد . على ( ع ) فرمود : چرا مردم كشته شوند ؟ به جنگ من بيا و مردم را رها كن . هر كه پيروز شد زمام امور در دست او باشد . عمرو بن عاص به معاويه گفت : اين سخن از روى انصاف است ! معاويه خنديد و گفت : تو هم در حكومت طمع كرده‌اى ؟ ! مقصود معاويه اين بود كه اگر به نبرد على ( ع ) برود حتماً كشته مىشود و عمرو بن عاص به آرزوى خلافت مىرسد . عمرو بن عاص گفت : به خدا سوگند ، فكر نمىكنم كه على ( ع ) دست از تو بردارد ، مگر اين كه مهيّاى نبرد با او گردى . معاويه گفت : به خدا سوگند كه اين مزاح است ، همگى به جنگ او مىرويم ! مقصود معاويه اين بود كه افراد ، حاضر نيستند كه تك تك به نبرد او بروند ، بلكه بايد به صورت دسته جمعى به جنگ بروند ! نقل مىكنند كه عمرو بن عاص به معاويه گفت : آيا از على ( ع ) مىترسى و مرا در نصيحت به خودت متهم مىكنى ؟ به خدا سوگند ، به جنگ او مىروم ، گر چه هزار بار كشته شوم . عمرو بن عاص به جنگ على ( ع ) رفت و لحظه‌اى نگذشت كه نيزه بر بدن عمرو بن عاص فرود آمد و او را به زمين افكند و شمشير
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1932 | جورج جرداق / خسرو شاهى