ابن قتيبه مىنويسد كه على ( ع ) در دل شب فرمان داد كه لشكر حركت كند . هنگامى كه صداى شترها به گوش معاويه رسيد ، عمرو بن عاص را احضار كرد و گفت : چه مىبينى ؟ عمرو بن عاص گفت : فكر مىكنم اين مرد فرار مىكند ! چون صبح شد ، ناگهان على ( ع ) و ياران او را در كنار خود ديدند كه با لشكر معاويه درهم شدهاند . معاويه به عمرو بن عاص گفت : فكر مىكنى كه فرار مىكند ؟ عمرو بن عاص خنديد و گفت : به خدا سوگند اين از كارهاى على ( ع ) است . در اين هنگام ، معاويه يقين كرد كه نابود خواهد شد . عمرو بن عاص پيشنهاد كرد كه قرآنها را بر سر نيزه كنند . آنگاه مردم شام فرياد زدند : قرآن در ميان ما و شما داور باشد !
ذلّت مردم شام آشكار شد ، قرآنها را بر بالاى نيزهها كردند و به سوى كوه بلندى پناه گرفتند و فرياد مىزدند : « اى اباالحسن ، قرآن را رد نكن . زيرا تو به قرآن از ما اولىترى و از كسى كه قرآن را برداشته ، سزاوارتر هستى . » طراح اين حيله ، عمرو عاص بود . ياران على ( ع ) به شدّت از عمرو عاص متنفّر بودند و همانگونه كه يعقوبى او را توصيف كرده است ، دين خود را در همراهى با على ( ع ) به دنياى خود در همراهى با معاويه فروخت .
على ( ع ) حكميّت را نپذيرفت ، زيرا از حيلهگرى و نقشههاى آنان آگاه بود . اما ياران او به شدت با هم اختلاف كردند ، كه آيا حكميّت را با توجه به اين كه براى ترويج قرآن مىجنگند و به آن دعوت شدهاند ، بپذيرند و يا اين كه آن را ردّ كنند ، به اين دليل اكنون پيروزى آنان حتمى است و شاميان در انديشهء نيرنگ افتادهاند ؟
اين دو انديشه در ميان لشكريان على ( ع ) هواخواهانى داشت و هر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1923
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٢٣