حسادت مىكردم ، نسبت به هيچ يك از زنان پيامبر ( ص ) چنين احساسى را نداشتم . گرچه من خديجه را نديده بودم ، ولى رسول خدا ( ص ) بسيار از او ياد مىكرد . بسيارى از اوقات ، گوسفندى را سر مىبريد و آن را قطعهقطعه مىكرد و براى دوستان خديجه مىفرستاد . بارها به او مىگفتم : گويا در دنيا زنى غير از خديجه نيامده است ؟ ! پيامبر ( ص ) مىفرمود : خديجه زن بود و به تمام معنى ، زن بود . » « 1 »
عايشه اعتراف مىكند كه پيامبر ( ص ) ، خديجه را برتر از تمامى زنان خود مىدانست . و طبيعى است كه اين حسادت در برخورد او نسبت به فاطمه ( ع ) دختر خديجه و شوهرش على ( ع ) ، پدر دو سبط پيغمبر ( ص ) و فرزندزادگان خديجه مؤثر بود .
يكى ديگر از علل ناراحتى عايشه از على ( ع ) ، به داستان « افك » باز مىگردد كه در آن قضيه ، على ( ع ) به پيامبر اكرم ( ص ) اشاره نمود كه عايشه را طلاق دهد .
تمايل عايشه به زمامدارى طلحه پس از قتل عثمان هم كاملًا روشن شد و ديديم كه چگونه منتظر كشته شدن عثمان بوده و در آرزوى حكومت طلحه به سر مىبرد .
عايشه پس از رسيدن به مكه ، نيروى خود را مهيّا ساخت و با موضعگيرى خصمانه و آشكار او ، جناح بنىاميه ، طلحه و زبير و طرفدارانشان نيرومندتر شد . اين نيروها همبستگى خود را براى مخالفت و دشمنى با على ( ع ) اعلام كردند . افراد بنىاميه كه در گوشه و كنار حجاز و جاهاى ديگر پنهان شده بودند ، براى مبارزه با خليفهء
هامش
( 1 ) همان ، ص 1060