( ع ) نشسته بودند ! اما آنها و پيشاپيش همه طلحه و زبير ، گريزى از بيعت با على ( ع ) نداشتند ، زيرا افكار عمومى سرزمينهاى عربى و سرزمينهاى تازه مسلمان شده و خصوصاً مصر ، با على ( ع ) بود و بجز على ( ع ) كسى را براى حكومت نمىپذيرفت . زيرا ويژگيها و اخلاق على ( ع ) همان صفات و ويژگيهايى بود كه انقلاب اجتماعى ، آنها را در شخصيت او مىيافت . انقلاب ، شعار عدالت در تمامى سرزمينها ، مهربانى نسبت به تمامى مستمندان ، صرف بيتالمال به نفع همگان ، عدم انحصار منافع عمومى در چنگ گروهى انگشتشمار ، تطبيق حكومت با مفاهيم عدالت را مىداد و كسى سزاوارتر و شايستهتر از على ( ع ) ، براى اين خواستهها نبود .
راسخترين مخالفين على ( ع ) و طمعكارترين آنها نسبت به حكومت ، طلحه و زبير بودند . اين دو ، ذرّهاى از صفات زمامدارى كه هدف انقلاب بود ، برخوردار نبودند . اخلاق طلحه و زبير بيشتر به اخلاق درباريان عثمان شباهت داشت ؛ اخلاق و روشى كه مردم مستمند و محروم عليه آن قيام كرده بودند . طلحه و زبير علاقهمند به حكومت ، مال و مقام بودند . و قبلًا سخن عثمان درباره طلحه نقل شد كه گفت : « واى به حال من از دست طلحه ! فلان مبلغ و فلان مبلغ به او طلا دادم و او به فكر قتل من است ! »
مردم اين حقايق را دربارهء داوطلبين خلافت مسلمانان مىدانستند و به همين جهت طرفدار على ( ع ) شده بودند و طلحه و زبير را نيز ناگزير ساختند كه با على ( ع ) بيعت كنند . على ( ع ) دربارهء بيعت طلحه و زبير و قيام آنان عليه خود ، قبل از جنگ جمل مىفرمايد : « لقد دخلا
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1838
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٣٨