نيز افتان و خيزان به طرف من مىآمدند و چهرهء دوشيزگان ، از فرط شتاب آشكار شده بود . »
چون روز جمعه فرارسيد على ( ع ) بالاى منبر رفت و كسانى كه روز قبل با آن حضرت بيعت نكرده بودند ، بيعت كردند . نخستين كسى كه بيعت كرد طلحه و نفر دوم زبير بود . اما هر يك پس از بيعت گفتند : « به اجبار با على ( ع ) بيعت كرديم ! »
اين سخن طلحه و زبير به چه معنى بود ؟ آنان نظر اكثريّت خاندان قريش و اشراف و صاحبان نفوذ و كسانى را كه طمع در حكومت داشتند نسبت به زمامدارى على ( ع ) بيان مىكردند .
اين گروه ، از روى حسادت و به انتقام آرزوهاى نقش برآب شدهء خويش با على ( ع ) دشمنى مىورزيدند . على ( ع ) بيتالمال را در غير مورد و غير اهل آن مصرف نمىنمود و هرگز كمكى به اين و آن نمىكرد .
گذشته از اينها ، همهء متنفّذين مخالف ، طمع زمامدارى داشتند و در ميان آنها طلحه و زبير بيش از همه رياستطلب بودند . على ( ع ) اين سخن را بسيار تكرار مىكرد كه قريش با آن حضرت دشمنى مىكنند و اين مطلب را صريحاً اظهار مىكرد : « مرا چه با قريش ! به خدا سوگند ، هنگامى كه كافر بودند با آنها جنگيدم و اكنون نيز به خاطر فتنهاى كه بهپا كردهاند ، بايد با آنها بجنگم ! همانطورى كه ديروز دوستشان بودهام ، امروز هم دوستشان هستم ! »
بيشتر رهبران قريش از على ( ع ) دلگير بودند ، بسيارى از افراد طايفهء قريش شمشير دشمنى را عليه او كشيده بودند ، و همانگونه كه خود به آن اشاره مىكند و چه بسيار از مخالفينشان كه در كمين على
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1837
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٣٧