تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1824

مساهمون:

ص١٨٢٤
بيت‌المال بود ، بين مردمى كه طلحه براى قتل عثمان جمع كرده بود ، تقسيم نمود . بدين ترتيب ، مردم از اطراف طلحه متفرّق شدند و خود او تنها ماند . اين خبر به گوش عثمان رسيد ، خوشحال شد و بعد دانست كه تنها على ( ع ) ، ناصح مهربان است و مصلحت جامعه را در اندرزهاى خود به عثمان در نظر گرفته است . بعد از اين جريان ، طلحه براى عذرخواهى پيش عثمان رفت و گفت : « يا اميرالمؤمنين ، از عمل خود پشيمانم و از خدا طلب بخشش مىكنم . من مىخواستم كارى انجام دهم ، ولى خدا نگذاشت . اكنون توبه‌كنان پيش تو آمده‌ام . » عثمان گفت : « به خدا سوگند تو براى توبه نيامده‌اى ، چون شكست خورده‌اى ، اينجا آمده‌اى . اى طلحه خدا به حسابت رسيدگى مىكند ! » طبرى مىنويسد : هنگامى كه انقلابيّون ، عثمان را در خانه‌اش محاصره كردند ، طلحه خود را براى خلافت آماده مىكرد و اولين كارى كه انجام داد اين بود كه كليدهاى بيت‌المال و نگهبانان آن را به اختيار خود درآورد ! عثمان در شديدترين روزهاى محاصره گفت : « خدايا ، شرّ طلحه را از من بردار ! او اين مردم را تحريك كرده و عليه من برانگيخته است . به خدا سوگند ، اميدوارم كه دستش به آن ( خلافت ) نرسد و خونش ريخته شود . » از اين سخن او معلوم مىشود كه عثمان مىدانسته كه طلحه در پى خلافت است و مىخواهد پس از رهايى از وجود عثمان ، به آن دست