تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1825

مساهمون:

ص١٨٢٥
يابد . گرچه عثمان دست طلحه را در بيت‌المال باز گذاشته بود ، ولى او به كمتر از زمامدارى راضى نبود . عثمان در آخرين روزهاى محاصرهء خود ، اين سخن را زياد تكرار مىكرد : « واى به حال من از شر طلحه ! فلان مبلغ و فلان مبلغ طلا به او دادم ، اما او به فكر ريختن خون من است ! » برخى گفته‌اند ، در روز قتل عثمان ديده‌اند كه طلحه به سوى خانه عثمان در حركت است و جمعى از انقلابيّون هم به دنبال اويند و او راه رسيدن به اتاق عثمان را به آنها نشان مىدهد ! روزى على ( ع ) به طلحه گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه عثمان را رها كن ! و پس از قتل عثمان فرمود : « خدا روى طلحه را سياه كند ! عثمان به او چه چيزهايى داد و طلحه هم آنچه مىبايست بكند ، كرد . » على ( ع ) سخن ديگرى دربارهء طلحه فرموده كه نشان مىدهد طلحه در تحريك مردم به قتل عثمان نقش بسزايى داشته و بيش از همه به قتل عثمان علاقمند بوده است . على فرمود : « به خدا سوگند اگر طلحه همچون شمشير برهنه در خونخواهى عثمان عجله كرد ، فقط به خاطر اين بود كه او را به اتّهام قتل عثمان محاكمه نكنند ، زيرا او هم متّهم بود . در ميان مردم كسى حريص‌تر از طلحه به قتل عثمان نبود . طلحه خواست از راه خونخواهى ، بركار خود سرپوشى بگذارد . و كار را مشتبه سازد و در مردم ايجاد شك كند ، تا خودش تبرئه شود . » دربارهء زبيربن عوام هم گفته‌اند كه در دفاع از عثمان ، حركتى از خود نشان نداد ، و مىافزايند كه همفكر انقلابيّون بوده است و مايل بوده كه عثمان عزل شود تا شايد خود او به حكومت برسد .